styches

[ایالات متحده]/ˈstaɪtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈstaɪtʃɪz/

ترجمه

n. استادیوم محلی (فرم جمع stych)

عبارات و ترکیب‌ها

get styches

پرسیان_ترجمه

remove styches

پرسیان_ترجمه

need styches

پرسیان_ترجمه

loose styches

پرسیان_ترجمه

tight styches

پرسیان_ترجمه

styches out

پرسیان_ترجمه

styches hurt

پرسیان_ترجمه

styches heal

پرسیان_ترجمه

bad styches

پرسیان_ترجمه

five styches

پرسیان_ترجمه

جملات نمونه

the fabric developed small stitches along the seam after washing.

پس از شستن، بافت کمی دوخت‌های کوچکی در طول دوخت پیدا کرد.

she carefully stitched the patch onto the elbow of her jacket.

او با دقت پارچه را روی گوشه‌ی جیب کت خود دوخت.

the doctor put six stitches in the cut on his forehead.

دکتر شش دوخت در زخم روی چهره‌ی او قرار داد.

we were all in stitches watching the comedian's hilarious performance.

ما همگی در حال خنده‌ی فریادی بودیم وقتی نمایش کمدیان را دیدیم.

a stitch in time saves nine.

یک دوخت در زمان، نه دوخت می‌کشد.

she had a painful side stitch while running the marathon.

او در حین دویدن در ماراتون، یک دوخت دردناک در طرف بدن داشت.

knitting involves creating loops and stitches with yarn and needles.

پیچی، شامل ایجاد حلقه‌ها و دوخت‌ها با نخ و چاقوی پیچی است.

the intricate cross-stitch pattern took months to complete.

الگوی دوخت‌های پیچیده‌ی عرضی، چند ماه طول کشید تا کامل شود.

he used invisible stitches to mend the tear in the silk shirt.

او از دوخت‌های غیرقابل دیدن برای تعمیر شکستگی در کت پارچه‌ای استفاده کرد.

the embroidery features delicate floral stitches in various colors.

این گوش‌بند دوخت‌های گیاهی لطیف با رنگ‌های مختلف را دارد.

don't drop a stitch or the whole row will unravel.

یک دوخت را نگذار، یا تمام ردیف باز می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید