subcontinents

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈkɒntɪnents/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈkɑːntɪnents/

ترجمه

n. توده‌های زمینی بزرگ‌تر از قاره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

asian subcontinents

زیر قاره‌های آسیا

subcontinents geography

جغرافیای زیر قاره‌ها

subcontinents climate

آب و هوای زیر قاره‌ها

subcontinents diversity

تنوع زیر قاره‌ها

subcontinents culture

فرهنگ زیر قاره‌ها

subcontinents history

تاریخ زیر قاره‌ها

subcontinents economy

اقتصاد زیر قاره‌ها

subcontinents ecosystems

زیستگاه‌های زیر قاره‌ها

subcontinents regions

مناطق زیر قاره‌ها

subcontinents population

جمعیت زیر قاره‌ها

جملات نمونه

many subcontinents have unique ecosystems.

بسیاری از شبه قاره‌ها دارای اکوسیستم‌های منحصر به فرد هستند.

subcontinents can vary greatly in climate.

شبه قاره‌ها می‌توانند از نظر آب و هوا بسیار متفاوت باشند.

the indian subcontinent is rich in cultural diversity.

نیم‌قاره هند از نظر فرهنگی بسیار غنی است.

geologists study the formation of subcontinents.

زمین‌شناسان ساختار شبه قاره‌ها را مطالعه می‌کنند.

subcontinents often have distinct geological features.

شبه قاره‌ها اغلب دارای ویژگی‌های زمین‌شناسی متمایز هستند.

trade routes historically connected various subcontinents.

مسیرهای تجاری به طور تاریخی شبه قاره‌های مختلف را به هم متصل کرده‌اند.

subcontinents play a significant role in global biodiversity.

شبه قاره‌ها نقش مهمی در تنوع زیستی جهانی ایفا می‌کنند.

each subcontinent has its own languages and traditions.

هر شبه قاره زبان‌ها و سنت‌های خاص خود را دارد.

environmental issues affect many subcontinents today.

مشکلات زیست محیطی امروزه بسیاری از شبه قاره‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

subcontinents can be defined by their geographical boundaries.

می‌توان شبه قاره‌ها را بر اساس مرزهای جغرافیایی خود تعریف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید