subduednesses

[ایالات متحده]/səb'djuːdnəsɪz/
[بریتانیا]/səb'djudnəsɪz/

ترجمه

n. حالت تحت کنترل بودن

عبارات و ترکیب‌ها

subduednesses of life

آرامش‌های زندگی

subduednesses in art

آرامش‌ها در هنر

subduednesses of nature

آرامش‌های طبیعت

subduednesses of emotion

آرامش‌های احساسات

subduednesses in culture

آرامش‌ها در فرهنگ

subduednesses of society

آرامش‌های جامعه

subduednesses of color

آرامش‌های رنگ

subduednesses in music

آرامش‌ها در موسیقی

subduednesses of spirit

آرامش‌های روح

subduednesses in literature

آرامش‌ها در ادبیات

جملات نمونه

her subduednesses were evident in the way she spoke softly.

سکوت و فروتنی او در نحوه صحبت کردنش آشکار بود.

the artist captured the subduednesses of the landscape beautifully.

هنرمند به زیبایی توانست سکوت و آرامش طبیعت را به تصویر بکشد.

his subduednesses made him a great listener.

سکوت و فروتنی او باعث شد شنونده خوبی باشد.

in her subduednesses, there was a strength that few recognized.

در سکوت و فروتنی او قدرتی وجود داشت که بسیاری از آن آگاه نبودند.

the subduednesses of the room created a peaceful atmosphere.

سکوت و آرامش اتاق فضایی آرام ایجاد کرد.

his subduednesses often made others underestimate his abilities.

سکوت و فروتنی او اغلب باعث می‌شد دیگران توانایی‌های او را دست کم بگیرند.

she appreciated the subduednesses of the colors in the painting.

او از سکوت و آرامش رنگ‌ها در نقاشی قدردانی کرد.

the subduednesses in her demeanor suggested she was deep in thought.

سکوت و فروتنی در رفتار او نشان می‌داد که او عمیقاً در حال فکر کردن است.

they admired the subduednesses of his personality during the meeting.

آنها در طول جلسه شخصیتی آرام و فروتن او را تحسین کردند.

subduednesses can often convey more than loud expressions.

سکوت و فروتنی اغلب می‌تواند بیشتر از بیان‌های بلند و پر سر و صدا منتقل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید