sublingual

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈlɪŋɡwəl/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈlɪŋɡwəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به ناحیه زیر زبان

عبارات و ترکیب‌ها

sublingual tablet

قرص زیرزبانی

sublingual administration

تجزیه زیرزبانی

sublingual route

مسیر زیرزبانی

sublingual absorption

جذب زیرزبانی

sublingual spray

اسپری زیرزبانی

sublingual medication

داروی زیرزبانی

sublingual solution

محلول زیرزبانی

sublingual film

سرب زیرزبانی

sublingual dose

دوز زیرزبانی

sublingual efficacy

اثربخشی زیرزبانی

جملات نمونه

the doctor prescribed a sublingual medication for faster absorption.

پزشک داروی زیرزبانی برای جذب سریع‌تر تجویز کرد.

sublingual tablets are often used for treating allergies.

قرص‌های زیرزبانی اغلب برای درمان آلرژی استفاده می‌شوند.

she prefers sublingual forms of vitamins for better efficiency.

او ترجیح می‌دهد فرم‌های زیرزبانی ویتامین‌ها را برای افزایش کارایی مصرف کند.

the sublingual route is effective for delivering certain hormones.

مسیر زیرزبانی برای رساندن هورمون‌های خاص موثر است.

he placed the sublingual strip under his tongue.

او نوار زیرزبانی را زیر زبانش قرار داد.

sublingual administration can reduce the first-pass metabolism.

مصرف دارو به صورت زیرزبانی می‌تواند متابولیسم اولیه را کاهش دهد.

some patients find sublingual medications easier to take.

برخی از بیماران مصرف داروی زیرزبانی را آسان‌تر می‌دانند.

the sublingual method is commonly used for heart medications.

روش زیرزبانی به طور معمول برای داروهای قلبی استفاده می‌شود.

he experienced quick relief after using the sublingual spray.

او پس از استفاده از اسپری زیرزبانی، به سرعت تسکین یافت.

many people prefer sublingual options for their convenience.

بسیاری از افراد به دلیل راحتی، گزینه‌های زیرزبانی را ترجیح می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید