submariners

[ایالات متحده]/ˌsʌbməˈrɪnə/
[بریتانیا]/ˌsʌbməˈrɪnɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در یک زیردریایی خدمت می‌کند؛ عضو خدمه زیردریایی

عبارات و ترکیب‌ها

submariner training

آموزش غواص دریایی

submariner duties

وظایف غواص دریایی

submariner life

زندگی غواص دریایی

submariner skills

مهارت‌های غواص دریایی

submariner mission

ماموریت غواص دریایی

submariner uniform

نظم لباس غواص دریایی

submariner operations

عملیات غواص دریایی

submariner crew

خدمه غواص دریایی

submariner experience

تجربه غواص دریایی

submariner technology

فناوری غواص دریایی

جملات نمونه

the submariner navigated the depths of the ocean.

غواص در اعماق اقیانوس حرکت کرد.

every submariner must undergo rigorous training.

هر غواصی باید آموزش های سختگیرانه را بگذراند.

the submariner reported to the command center.

غواص به مرکز فرماندهی گزارش داد.

being a submariner requires strong teamwork skills.

غواص بودن نیازمند مهارت های قوی کار گروهی است.

the submariner's mission was classified.

ماموریت غواص محرمانه بود.

she dreamed of becoming a submariner since childhood.

او از دوران کودکی رویای غواص شدن را داشت.

the submariner operated advanced underwater technology.

غواص از فناوری پیشرفته زیر آب استفاده کرد.

each submariner has a specific role on the team.

هر غواص نقش خاصی در تیم دارد.

the submariner trained for months before deployment.

غواص ماه‌ها قبل از اعزام آموزش دید.

life as a submariner can be challenging.

زندگی به عنوان غواص می تواند چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید