subnet

[ایالات متحده]/ˈsʌb.nɛt/
[بریتانیا]/ˈsʌb.nɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تقسیم منطقی قابل مشاهده از یک شبکه IP

عبارات و ترکیب‌ها

subnet mask

ماسک ساب‌نت

subnet address

آدرس زیرشبکه

subnet range

محدوده زیرشبکه

subnet size

اندازه زیرشبکه

subnet configuration

پیکربندی زیرشبکه

subnet division

تقسیم زیرشبکه

subnet routing

مسیردهی زیرشبکه

subnet management

مدیریت زیرشبکه

subnet allocation

تخصیص زیرشبکه

subnet planning

برنامه‌ریزی زیرشبکه

جملات نمونه

the subnet mask determines the size of the subnet.

ماسک زیرشب تعیین کننده اندازه زیرشب است.

we need to configure the subnet for better network performance.

ما نیاز داریم زیرشب را برای بهبود عملکرد شبکه پیکربندی کنیم.

each device in the subnet must have a unique ip address.

هر دستگاه در زیرشب باید دارای آدرس IP منحصر به فرد باشد.

the subnet allows for efficient routing of data packets.

زیرشب امکان مسیریابی کارآمد بسته‌های داده را فراهم می‌کند.

subnetting helps in managing network traffic effectively.

زیرشب‌بندی به مدیریت موثر ترافیک شبکه کمک می‌کند.

he created a new subnet to isolate the servers.

او یک زیرشب جدید برای جداسازی سرورها ایجاد کرد.

the network administrator adjusted the subnet settings.

مدیر شبکه تنظیمات زیرشب را تنظیم کرد.

understanding subnetting is crucial for network engineers.

درک زیرشب‌بندی برای مهندسان شبکه بسیار مهم است.

they expanded the subnet to accommodate more devices.

آنها زیرشب را برای جای دادن دستگاه‌های بیشتر گسترش دادند.

each subnet can have its own set of security policies.

هر زیرشب می‌تواند مجموعه سیاست‌های امنیتی خاص خود را داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید