subprograms

[ایالات متحده]/ˈsʌbˌprəʊɡræm/
[بریتانیا]/ˈsʌbˌproʊɡræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برنامه ثانویه‌ای که بخشی از یک برنامه بزرگتر است؛ زیرروال در برنامه‌نویسی

عبارات و ترکیب‌ها

subprogram call

تماس با زیربرنامه

subprogram definition

تعریف زیربرنامه

subprogram execution

اجرای زیربرنامه

subprogram parameter

پارامتر زیربرنامه

subprogram return

بازگشت زیربرنامه

subprogram interface

واسط زیربرنامه

subprogram invocation

فراخوانی زیربرنامه

subprogram logic

منطق زیربرنامه

subprogram scope

دامنه زیربرنامه

subprogram module

ماژول زیربرنامه

جملات نمونه

the subprogram handles data processing efficiently.

زیربرنامه داده‌ها را به طور کارآمد پردازش می‌کند.

we need to debug the subprogram before deployment.

ما باید زیربرنامه را قبل از استقرار اشکال‌زدایی کنیم.

the main program calls the subprogram for calculations.

برنامه اصلی برای محاسبات با زیربرنامه تماس می‌گیرد.

each subprogram should be tested individually.

هر زیربرنامه باید به صورت جداگانه آزمایش شود.

the subprogram is designed to enhance performance.

زیربرنامه برای افزایش عملکرد طراحی شده است.

we can modify the subprogram to add new features.

ما می‌توانیم زیربرنامه را برای افزودن ویژگی‌های جدید تغییر دهیم.

the subprogram executes tasks in parallel.

زیربرنامه وظایف را به صورت موازی اجرا می‌کند.

integrating the subprogram improved the overall system.

ادغام زیربرنامه باعث بهبود سیستم کلی شد.

the subprogram must adhere to coding standards.

زیربرنامه باید به استانداردهای کدنویسی پایبند باشد.

documentation for the subprogram is essential for maintenance.

مستندسازی برای زیربرنامه برای نگهداری ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید