subspecialists

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈspeʃəlɪsts/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈspeʃəlɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع subspecialist؛ پزشکانی که در یک شاخه خاص از یک حوزه گسترده تخصص دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

consult a subspecialist

از یک متخصص زیرگروه مشورت بگیرید

see a subspecialist

یک متخصص زیرگروه ببینید

ask your subspecialist

از متخصص زیرگروه خود پرسید

the subspecialist recommends

متخصص زیرگروه توصیه می کند

subspecialists recommend

متخصصان زیرگروه توصیه می کنند

subspecialists treat

متخصصان زیرگروه درمان می کنند

our subspecialists

متخصصان زیرگروه ما

expert subspecialists

متخصصان زیرگروه متخصص

leading subspecialists

متخصصان زیرگروه رهبر

subspecialists' input

ورود متخصصان زیرگروه

جملات نمونه

many hospitals refer complex cases to cardiac subspecialists for advanced treatment.

بسیاری از بیمارستان‌ها موارد پیچیده را به متخصصان قلبی ارجاع می‌دهند تا درمان پیشرفته‌ای انجام شود.

pediatric subspecialists work with children who have rare medical conditions.

متخصصان زیادی که در زمینه پزشکی کودکان فعالیت می‌کنند، با کودکانی که دارای بیماری‌های نادر هستند کار می‌کنند.

patients often wait weeks to see subspecialists in oncology.

بیماران اغلب چند هفته منتظر می‌مانند تا با متخصصان سرطان مشورت کنند.

the clinic employs several subspecialists in dermatology and rheumatology.

کلینیک چندین متخصص زمینه‌های پوست و روماتولوژی استخدام کرده است.

general practitioners frequently consult subspecialists when diagnosing rare diseases.

پزشکان عمومی اغلب در تشخیص بیماری‌های نادر با متخصصان مشورت می‌کنند.

academic medical centers train subspecialists through fellowship programs.

مرکزهای پزشکی آموزشی متخصصان زمینه‌ای را از طریق برنامه‌های فелلوشیپ آموزش می‌دهند.

insurance companies require referrals to subspecialists for specialized procedures.

شرکت‌های بیمه ارجاع به متخصصان زمینه‌ای را برای انجام فرآیندهای ویژه لازم می‌دانند.

research subspecialists collaborate to develop new treatments for autoimmune disorders.

متخصصان زمینه‌ای تحقیق با یکدیگر همکاری می‌کنند تا درمان‌های جدیدی برای اختلالات خودایمنی توسعه دهند.

neurological subspecialists use advanced imaging techniques to diagnose brain conditions.

متخصصان زمینه‌ای عصب‌شناسی از فنون تصویربرداری پیشرفته برای تشخیص بیماری‌های مغز استفاده می‌کنند.

surgical subspecialists perform minimally invasive procedures in their field.

متخصصان جراحی زمینه‌ای در زمینه خود خود را انجام می‌دهند.

the hospital recruited subspecialists to improve cardiac care services.

بیمارستان متخصصان زمینه‌ای را استخدام کرد تا خدمات مراقبت قلبی را بهبود بخشد.

subspecialists in infectious disease manage complex antibiotic regimens.

متخصصان زمینه‌ای بیماری‌های عفونی رژیم‌های پیچیده آنتی‌بیوتیک را مدیریت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید