succories

[ایالات متحده]/sʌkəriz/
[بریتانیا]/sʌkəriz/

ترجمه

n. نوعی گیاه کاسنی

عبارات و ترکیب‌ها

succories and sweets

شیرینی‌ها و دسرهای خوشمزه

succories for kids

شیرینی‌های مخصوص کودکان

healthy succories

شیرینی‌های سالم

homemade succories

شیرینی‌های خانگی

succories in moderation

مصرف شیرینی به میزان اعتدال

variety of succories

تنوع شیرینی‌ها

succories for parties

شیرینی‌های مناسب مهمانی

gourmet succories

شیرینی‌های گران‌قیمت و باکیفیت

quick succories

شیرینی‌های سریع و آسان

جملات نمونه

she offered succories to comfort her friend.

او برای آرام کردن دوستش کمک‌هایی را پیشنهاد کرد.

the succories helped him recover from the loss.

این کمک‌ها به او کمک کرد تا از غم از دست دادن ریکاوری کند.

finding succories in nature can be very healing.

پیدا کردن کمک در طبیعت می‌تواند بسیار شفابخش باشد.

he found succories in music during tough times.

او در دوران سخت در موسیقی کمک یافت.

she always knows how to provide succories.

او همیشه می‌داند چگونه کمک ارائه دهد.

succories can be found in simple acts of kindness.

می‌توان کمک را در اعمال ساده مهربانی یافت.

they shared their succories with the community.

آنها کمک‌های خود را با جامعه به اشتراک گذاشتند.

his words were a source of succories for her.

کلماتش منبع کمک برای او بودند.

writing can serve as succories for many people.

نوشتن می‌تواند منبع کمک برای بسیاری از افراد باشد.

she sought succories in her favorite books.

او به دنبال کمک در کتاب‌های مورد علاقه خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید