sudy

[ایالات متحده]//
[بریتانیا]//

ترجمه

n. اسم خاص؛ احتمالاً یک نام شخصی یا نام مستعار.
شکل‌های واژه
جمعsudies

جملات نمونه

i study english every morning.

من هر صبح انگلیسی می‌خوانم.

she needs to study for the exam.

او باید برای آزمون مطالعه کند.

they conduct a study on climate change.

آن‌ها یک مطالعه در مورد تغییرات اقلیمی انجام می‌دهند.

he decided to study abroad next year.

او تصمیم گرفت سال بعد خارج از کشور تحصیل کند.

researchers study the effects of the new drug.

پژوهشگران اثر داروی جدید را مطالعه می‌کنند.

it is important to study history.

مطالعه تاریخ مهم است.

she wants to study law at university.

او می‌خواهد در دانشگاه قانون را مطالعه کند.

the case study reveals interesting patterns.

مطالعه موردی الگوهای جالبی را نشان می‌دهد.

he likes to study in the library.

او دوست دارد در کتابخانه مطالعه کند.

scientists study the behavior of animals.

دانشمندان رفتار حیوانات را مطالعه می‌کنند.

you should study harder to pass.

شما باید سخت‌تر مطالعه کنید تا پاس بدهید.

the study shows a significant increase in sales.

این مطالعه افزایش معناداری در فروش را نشان می‌دهد.

many students study late at night.

بسیاری از دانشجویان در شب می‌خوانند.

we study the market before launching a product.

ما قبل از راه‌اندازی یک محصول بازار را مطالعه می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید