sugi

[ایالات متحده]/ˈsuːɡi/
[بریتانیا]/ˈsuːɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرو ژاپنی
Word Forms
جمعsugis

عبارات و ترکیب‌ها

sugi tree

درخت سگی

sugi wood

چوب سگی

sugi forest

جنگل سگی

sugi aroma

عطر سگی

sugi furniture

مبلمان سگی

sugi products

محصولات سگی

sugi species

گونه‌های سگی

sugi lumber

چوب سگی

sugi oil

روغن سگی

sugi crafts

هنرهای سگی

جملات نمونه

he decided to sugi the new project.

او تصمیم گرفت پروژه جدید را پیشنهاد کند.

we need to sugi our plans for the weekend.

ما باید برنامه‌های آخر هفته خود را پیشنهاد کنیم.

she will sugi the meeting for next week.

او جلسه هفته آینده را پیشنهاد خواهد کرد.

it's important to sugi your goals.

پیشنهاد اهداف شما مهم است.

can you sugi the presentation for me?

می‌توانید ارائه‌ام را برای من پیشنهاد کنید؟

they plan to sugi a new strategy.

آنها قصد دارند یک استراتژی جدید پیشنهاد کنند.

we should sugi a time to meet.

ما باید زمانی برای ملاقات پیشنهاد کنیم.

he forgot to sugi the appointment.

او قرار ملاقات را فراموش کرد پیشنهاد کند.

let's sugi a dinner date for friday.

بیایید یک قرار شام برای جمعه پیشنهاد کنیم.

she wants to sugi a vacation soon.

او می‌خواهد به زودی یک تعطیلات پیشنهاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید