potential suitor
نامزد احتمالی
eligible suitor
نامزد مناسب
unwanted suitor
نامزد ناخواسته
He played the attentive suitor, complete with roses and bonbons.
او نقش خواستگار با دقت را بازی کرد، با رزها و شیرینیهای مختلف.
She can’t make up her mind which of her many suitors she should marry.
او نمیتواند تصمیم بگیرد کدام یک از خواستگاران فراوانش را باید با او ازدواج کند.
"she was known as a spurner of all suitors";
او به عنوان کسی شناخته میشد که از همه خواستگاران طرد میکرد.
They’ve both asked her to go out with them,but Vera is playing a waiting game until she finds out which one of her suitors has the most money!
هر دو از او خواستهاند با آنها بیرون برود، اما ورا در حال بازی منتظر میماند تا بفهمد کدام یک از خواستگارانش پول بیشتری دارد!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید