english sentence
Persian_translation
i need to make up my mind about which university to apply for.
من باید تصمیم بگیرم که به کدام دانشگاه پذیرش شوم.
the host told a joke to break the ice at the party.
میزبان یک داستان یا جُع کرد تا گوشهای از فریب را بشکنند.
we should not take our health for granted.
ما باید به سلامتی خودمان اعتماد نکنیم.
i have lost touch with my college friends.
من با دوستان دانشگاهیام ارتباط خودم را از دست دادهام.
i came across an old photo of us yesterday.
من دیروز با یک عکس قدیمی از ما مواجه شدم.
i ran into my teacher at the supermarket.
من در فروشگاه سوپرمارکت با معلم من مواجه شدم.
children always look up to their parents.
کودکان همیشه به والدین خود نگاه میکنند.
we should not put off important decisions.
ما باید تصمیمات مهم را به تعویق نیاوریم.
the scientist carried out many experiments.
دانشمند تعداد زیادی آزمایش انجام داد.
he finally gave in to his daughter's request.
او در نهایت به درخواست دخترش پیوست.
she cannot put up with her neighbor's noise anymore.
او دیگر نمیتواند صدای همسایهاش را تحمل کند.
the team came up with a brilliant solution.
تیم یک راهحل بسیار خوب ارائه داد.
my brother and i get along very well.
برادر من و من با هم خوب رفتار میکنیم.
please bear in mind that the meeting starts at nine.
لطفاً به یاد داشته باشید که جلسه در ساعت نه شروع میشود.
english sentence
Persian_translation
i need to make up my mind about which university to apply for.
من باید تصمیم بگیرم که به کدام دانشگاه پذیرش شوم.
the host told a joke to break the ice at the party.
میزبان یک داستان یا جُع کرد تا گوشهای از فریب را بشکنند.
we should not take our health for granted.
ما باید به سلامتی خودمان اعتماد نکنیم.
i have lost touch with my college friends.
من با دوستان دانشگاهیام ارتباط خودم را از دست دادهام.
i came across an old photo of us yesterday.
من دیروز با یک عکس قدیمی از ما مواجه شدم.
i ran into my teacher at the supermarket.
من در فروشگاه سوپرمارکت با معلم من مواجه شدم.
children always look up to their parents.
کودکان همیشه به والدین خود نگاه میکنند.
we should not put off important decisions.
ما باید تصمیمات مهم را به تعویق نیاوریم.
the scientist carried out many experiments.
دانشمند تعداد زیادی آزمایش انجام داد.
he finally gave in to his daughter's request.
او در نهایت به درخواست دخترش پیوست.
she cannot put up with her neighbor's noise anymore.
او دیگر نمیتواند صدای همسایهاش را تحمل کند.
the team came up with a brilliant solution.
تیم یک راهحل بسیار خوب ارائه داد.
my brother and i get along very well.
برادر من و من با هم خوب رفتار میکنیم.
please bear in mind that the meeting starts at nine.
لطفاً به یاد داشته باشید که جلسه در ساعت نه شروع میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید