superkey

[ایالات متحده]/ˈsuːpəki/
[بریتانیا]/ˈsuːpərki/

ترجمه

n. (کامپیوتر) در نظریه پایگاه داده، یک کلید اصلی مجموعه‌ای از یک یا چند ویژگی است که می‌تواند هر یک از تاپل‌ها در یک رابطه را به طور منحصربه‌فرد شناسایی کند.
شکل‌های واژه
جمعsuperkeys

جملات نمونه

a candidate key is a minimal superkey.

یک کلید نامزد، یک سوپرکلید حداقلی است.

any superkey can uniquely identify a row in the table.

هر سوپرکلید می‌تواند یک ردیف در جدول را به طور منحصر به فرد شناسایی کند.

the primary key is selected from the available superkeys.

کلید اصلی از میان سوپرکلیدهای موجود انتخاب می‌شود.

a superkey functions as a unique identifier for tuples.

سوپرکلید به عنوان یک شناسه منحصر به فرد برای تاپل‌ها عمل می‌کند.

understanding the concept of a superkey is vital for normalization.

فهم مفهوم سوپرکلید برای نرمالیزاسیون حیاتی است.

the composite key acts as a superkey for this entity.

این کلید مرکب به عنوان یک سوپرکلید برای این موجودیت عمل می‌کند.

we must identify a valid superkey before defining the primary key.

قبل از تعریف کلید اصلی باید یک سوپرکلید معتبر را شناسایی کنیم.

adding an extra attribute to a candidate key creates a superkey.

اضافه کردن یک ویژگی اضافی به یک کلید نامزد یک سوپرکلید ایجاد می‌کند.

this specific set of attributes forms a superkey.

این مجموعه خاصی از ویژگی‌ها یک سوپرکلید تشکیل می‌دهد.

database designers analyze potential superkeys to ensure data integrity.

طراحان پایگاه داده‌ها سوپرکلیدهای پتانسیل را تحلیل می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که داده‌ها کامل هستند.

a superkey does not necessarily have to be minimal.

سوپرکلید لزوماً باید حداقلی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید