supermodel

[ایالات متحده]/ˈsju:pəˌmɔdəl/
[بریتانیا]/'supɚmɑdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: n. سوپرمدل
Word Forms

جملات نمونه

the supermodels' metamorphic ability to bend their looks.

توانایی دگرگون‌کننده مدل‌های برتر برای تغییر ظاهر.

She is a famous supermodel.

او یک سوپرمدل مشهور است.

The supermodel walked down the runway with confidence.

سوپرمدل با اعتماد به نفس در نمایشگاه راه رفت.

Many aspiring models dream of becoming a supermodel.

بسیاری از مدل های مشتاق رویای سوپرمدل شدن را دارند.

The supermodel graced the cover of the fashion magazine.

سوپرمدل زینت‌بخش جلد مجله مد بود.

The supermodel's beauty captivated the audience.

زیبایی سوپرمدل مخاطبان را مجذوب خود کرد.

She has the perfect body proportions to be a supermodel.

او تناسبات بدنی کاملی برای سوپرمدل بودن دارد.

The supermodel's career took off after she signed with a top agency.

بعد از签约 با یک آژانس برتر، شغل سوپرمدل رونق گرفت.

The supermodel's signature walk is iconic in the fashion industry.

قدم زدن خاص سوپرمدل در صنعت مد نمادین است.

The supermodel's stunning looks landed her a major cosmetics campaign.

ظاهر خیره کننده سوپرمدل باعث شد او در یک کمپین بزرگ لوازم آرایشی حضور یابد.

The supermodel's social media presence has helped boost her career.

حضور سوپرمدل در رسانه های اجتماعی به تقویت شغل او کمک کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید