supervenes on
برتری دارد
supervenes in
برتری در
supervenes after
بعد از برتری
supervenes during
در حین برتری
supervenes upon
برتری نسبت به
supervenes quickly
به سرعت برتری
supervenes suddenly
ناگهان برتری
supervenes naturally
به طور طبیعی برتری
supervenes unexpectedly
به طور غیرمنتظره برتری
supervenes immediately
بلافاصله برتری
when stress supervenes, it can affect your health.
وقتی استرس رخ میدهد، میتواند بر سلامتی شما تأثیر بگذارد.
conflict often supervenes in group projects.
درگیریها اغلب در پروژههای گروهی رخ میدهند.
as the discussion progressed, a new perspective supervened.
همانطور که بحث پیشرفت کرد، یک دیدگاه جدید ظاهر شد.
when illness supervenes, it complicates the treatment process.
وقتی بیماری رخ میدهد، روند درمان را پیچیده میکند.
in the debate, a stronger argument supervened.
در بحث، یک استدلال قویتر مطرح شد.
as winter approaches, cold weather supervenes.
با نزدیک شدن زمستان، هوای سرد فرا میرسد.
when new evidence supervenes, it may change the outcome.
وقتی شواهد جدیدی آشکار میشود، ممکن است نتیجه را تغییر دهد.
in the narrative, tension supervenes as the plot thickens.
در روایت، با غلیظ شدن طرح، تنش ایجاد میشود.
if a crisis supervenes, we must act quickly.
اگر بحرانی رخ دهد، باید سریع عمل کنیم.
as the deadline approached, anxiety supervened among the team.
با نزدیک شدن به مهلت مقرر، اضطراب در بین اعضای تیم ایجاد شد.
supervenes on
برتری دارد
supervenes in
برتری در
supervenes after
بعد از برتری
supervenes during
در حین برتری
supervenes upon
برتری نسبت به
supervenes quickly
به سرعت برتری
supervenes suddenly
ناگهان برتری
supervenes naturally
به طور طبیعی برتری
supervenes unexpectedly
به طور غیرمنتظره برتری
supervenes immediately
بلافاصله برتری
when stress supervenes, it can affect your health.
وقتی استرس رخ میدهد، میتواند بر سلامتی شما تأثیر بگذارد.
conflict often supervenes in group projects.
درگیریها اغلب در پروژههای گروهی رخ میدهند.
as the discussion progressed, a new perspective supervened.
همانطور که بحث پیشرفت کرد، یک دیدگاه جدید ظاهر شد.
when illness supervenes, it complicates the treatment process.
وقتی بیماری رخ میدهد، روند درمان را پیچیده میکند.
in the debate, a stronger argument supervened.
در بحث، یک استدلال قویتر مطرح شد.
as winter approaches, cold weather supervenes.
با نزدیک شدن زمستان، هوای سرد فرا میرسد.
when new evidence supervenes, it may change the outcome.
وقتی شواهد جدیدی آشکار میشود، ممکن است نتیجه را تغییر دهد.
in the narrative, tension supervenes as the plot thickens.
در روایت، با غلیظ شدن طرح، تنش ایجاد میشود.
if a crisis supervenes, we must act quickly.
اگر بحرانی رخ دهد، باید سریع عمل کنیم.
as the deadline approached, anxiety supervened among the team.
با نزدیک شدن به مهلت مقرر، اضطراب در بین اعضای تیم ایجاد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید