supervenes

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈviːnz/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈviːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عنوان چیزی اضافی یا غیرمنتظره اتفاق افتادن

عبارات و ترکیب‌ها

supervenes on

برتری دارد

supervenes in

برتری در

supervenes after

بعد از برتری

supervenes during

در حین برتری

supervenes upon

برتری نسبت به

supervenes quickly

به سرعت برتری

supervenes suddenly

ناگهان برتری

supervenes naturally

به طور طبیعی برتری

supervenes unexpectedly

به طور غیرمنتظره برتری

supervenes immediately

بلافاصله برتری

جملات نمونه

when stress supervenes, it can affect your health.

وقتی استرس رخ می‌دهد، می‌تواند بر سلامتی شما تأثیر بگذارد.

conflict often supervenes in group projects.

درگیری‌ها اغلب در پروژه‌های گروهی رخ می‌دهند.

as the discussion progressed, a new perspective supervened.

همانطور که بحث پیشرفت کرد، یک دیدگاه جدید ظاهر شد.

when illness supervenes, it complicates the treatment process.

وقتی بیماری رخ می‌دهد، روند درمان را پیچیده می‌کند.

in the debate, a stronger argument supervened.

در بحث، یک استدلال قوی‌تر مطرح شد.

as winter approaches, cold weather supervenes.

با نزدیک شدن زمستان، هوای سرد فرا می‌رسد.

when new evidence supervenes, it may change the outcome.

وقتی شواهد جدیدی آشکار می‌شود، ممکن است نتیجه را تغییر دهد.

in the narrative, tension supervenes as the plot thickens.

در روایت، با غلیظ شدن طرح، تنش ایجاد می‌شود.

if a crisis supervenes, we must act quickly.

اگر بحرانی رخ دهد، باید سریع عمل کنیم.

as the deadline approached, anxiety supervened among the team.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، اضطراب در بین اعضای تیم ایجاد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید