supinators

[ایالات متحده]/ˈsuːpɪneɪtə/
[بریتانیا]/ˈsuːpɪneɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله‌ای که به چرخاندن ساعد یا کف دست به سمت بالا کمک می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

supinator muscle

عضله سبیناتور

supinator action

عملکرد سبیناتور

supinator function

عملکرد عضله سبیناتور

supinator nerve

عصب سبیناتور

supinator release

آزادی سبیناتور

supinator strain

کشیدگی سبیناتور

supinator injury

آسیب سبیناتور

supinator test

تست سبیناتور

supinator repair

ترمیم سبیناتور

supinator stretch

کشش سبیناتور

جملات نمونه

the supinator muscle helps in rotating the forearm.

عضله سبیناتور به چرخش مچ دست کمک می‌کند.

injuries to the supinator can affect arm movement.

آسیب به سبیناتور می‌تواند بر حرکت دست تأثیر بگذارد.

the supinator is essential for tasks requiring wrist rotation.

سبیناتور برای انجام وظایفی که نیاز به چرخش مچ دست دارند، ضروری است.

strengthening the supinator can improve grip strength.

تقویت سبیناتور می‌تواند قدرت گرفتن را بهبود بخشد.

physical therapy often includes exercises for the supinator.

فیزیوتراپی اغلب شامل تمریناتی برای سبیناتور است.

understanding the role of the supinator is important for rehabilitation.

درک نقش سبیناتور برای توانبخشی مهم است.

supinator dysfunction can lead to pain in the elbow.

اختلال عملکرد سبیناتور می‌تواند منجر به درد در آرنج شود.

sports injuries often involve the supinator muscle.

آسیب‌های ورزشی اغلب شامل عضله سبیناتور می‌شوند.

the supinator works alongside other muscles in the forearm.

سبیناتور در کنار سایر عضلات مچ دست کار می‌کند.

exercises targeting the supinator can enhance athletic performance.

تمریناتی که هدف آن‌ها سبیناتور است می‌توانند عملکرد ورزشی را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید