supposes

[ایالات متحده]/səˈpəʊzɪz/
[بریتانیا]/səˈpoʊzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فکر کردن که چیزی درست یا ممکن است؛ به معنی یا دلالت کردن بر چیزی؛ باور داشتن که چیزی باید انجام شود؛ اجازه دادن یا مجاز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he supposes

او حدس می‌زند

she supposes

او حدس می‌زند

it supposes

آن حدس می‌زند

they supposes

آنها حدس می‌زنند

who supposes

چه کسی حدس می‌زند

that supposes

که حدس می‌زند

this supposes

این حدس می‌زند

what supposes

چه چیزی حدس می‌زند

when supposes

چه زمانی حدس می‌زند

where supposes

کجا حدس می‌زند

جملات نمونه

she supposes that he will arrive late.

او حدس می‌زند که او دیر برسد.

he supposes it will rain tomorrow.

او حدس می‌زند که فردا باران خواهد بارید.

the teacher supposes the students have completed their homework.

معلم حدس می‌زند که دانش‌آموزان تکالیف خود را انجام داده‌اند.

they suppose that the project will be finished by next week.

آنها حدس می‌زنند که پروژه تا هفته آینده به پایان خواهد رسید.

she supposes he is telling the truth.

او حدس می‌زند که او حقیقت را می‌گوید.

he supposes that everyone knows the rules.

او حدس می‌زند که همه قوانین را می‌دانند.

we suppose that the meeting will start on time.

ما حدس می‌زنیم که جلسه به موقع شروع خواهد شد.

she supposes that they will agree with her decision.

او حدس می‌زند که آنها با تصمیم او موافقت خواهند کرد.

he supposes she has already left for the day.

او حدس می‌زند که او از امروز رفته است.

they suppose the new policy will improve productivity.

آنها حدس می‌زنند که سیاست جدید باعث بهبود بهره‌وری خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید