supraoptic

[ایالات متحده]/ˌsuːprəˈɒptɪk/
[بریتانیا]/ˌsuːprəˈɑːptɪk/

ترجمه

adj. مربوط به ناحیه بالای عصب بینایی

عبارات و ترکیب‌ها

supraoptic nucleus

هسته فرا آپتیک

supraoptic region

منطقه فرا آپتیک

supraoptic tract

مسیر فرا آپتیک

supraoptic fibers

الیاف فرا آپتیک

supraoptic hormones

هورمون‌های فرا آپتیک

supraoptic pathway

مسیر فرا آپتیک

supraoptic area

ناحیه‌ی فرا آپتیک

supraoptic cells

سلول‌های فرا آپتیک

supraoptic function

عملکرد فرا آپتیک

supraoptic response

پاسخ فرا آپتیک

جملات نمونه

the supraoptic nucleus plays a critical role in water balance.

هسته فرا آپتیک نقش حیاتی در حفظ تعادل آب ایفا می‌کند.

researchers studied the supraoptic region for its hormonal functions.

محققان منطقه فرا آپتیک را به دلیل عملکردهای هورمونی آن مطالعه کردند.

damage to the supraoptic area can lead to diabetes insipidus.

آسیب به ناحیه فرا آپتیک می‌تواند منجر به دیابت بی‌اشتهایی شود.

the supraoptic neurons are essential for regulating thirst.

نورون‌های فرا آپتیک برای تنظیم تشنگی ضروری هستند.

studies indicate that the supraoptic nucleus affects social behavior.

مطالعات نشان می‌دهند که هسته فرا آپتیک بر رفتار اجتماعی تأثیر می‌گذارد.

the supraoptic region is involved in the release of vasopressin.

منطقه فرا آپتیک در آزادسازی وازوپرسین نقش دارد.

neurotransmitters in the supraoptic nucleus influence stress responses.

نوروترانسمیترها در هسته فرا آپتیک بر پاسخ‌های استرس تأثیر می‌گذارند.

the supraoptic area is often studied in neuroendocrinology.

ناحیه فرا آپتیک اغلب در نورواندوشولوژی مطالعه می‌شود.

understanding the supraoptic nucleus can help treat certain disorders.

درک هسته فرا آپتیک می‌تواند به درمان برخی اختلالات کمک کند.

the supraoptic fibers connect various brain regions.

الیاف فرا آپتیک مناطق مختلف مغز را به هم متصل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید