surfeits

[ایالات متحده]/ˈsɜːfɪts/
[بریتانیا]/ˈsɜrˌfɪts/

ترجمه

v. به طور مفرط خوردن یا نوشیدن؛ باعث احساس تنفر در کسی به دلیل افراط شدن

عبارات و ترکیب‌ها

surfeits of food

افراط در غذا

surfeits of information

افراط در اطلاعات

surfeits of choices

افراط در انتخاب‌ها

surfeits of wealth

افراط در ثروت

surfeits of resources

افراط در منابع

surfeits of energy

افراط در انرژی

surfeits of time

افراط در زمان

surfeits of options

افراط در گزینه‌ها

surfeits of talent

افراط در استعداد

surfeits of love

افراط در عشق

جملات نمونه

we often experience surfeits of information in today's digital age.

ما اغلب در عصر دیجیتال امروز با اشباع اطلاعات مواجه هستیم.

surfeits of food can lead to health problems.

اشباع غذا می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

he was overwhelmed by surfeits of choices at the restaurant.

او در رستوران در برابر اشباع انتخاب‌ها سردرگم شد.

surfeits of praise can sometimes feel insincere.

اشباع تعریف گاهی اوقات می‌تواند غیرصادقانه به نظر برسد.

after the holiday, we always have surfeits of leftovers.

بعد از تعطیلات، همیشه غذای باقی‌مانده زیادی داریم.

surfeits of excitement can lead to burnout.

اشباع هیجان می‌تواند منجر به فرسودگی شود.

they warned us about the surfeits of sugar in processed foods.

آنها به ما در مورد اشباع قند در غذاهای فرآوری شده هشدار دادند.

surfeits of stress can affect your mental health.

اشباع استرس می‌تواند بر سلامت روان شما تأثیر بگذارد.

she faced surfeits of criticism after her decision.

او پس از تصمیم خود با اشباع انتقاد روبرو شد.

surfeits of luxury can lead to a lack of appreciation.

اشباع تجمل می‌تواند منجر به فقدان قدردانی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید