swatters

[ایالات متحده]/ˈswɒtə/
[بریتانیا]/ˈswɑːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا ابزاری که ضربه می‌زند؛ دستگاهی برای ضربه زدن به حشرات، به‌ویژه مگس‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fly swatter

دفع‌کننده مگس

bug swatter

دفع‌کننده حشرات

swatter tool

ابزار ضربه زننده

swatter game

بازی ضربه زدن

swatter action

عمل ضربه زدن

swatter fight

درگیری ضربه زدن

swatter technique

تکنیک ضربه زدن

swatter challenge

چالش ضربه زدن

swatter method

روش ضربه زدن

swatter strategy

استراتژی ضربه زدن

جملات نمونه

she grabbed a swatter to chase the flies away.

او یک سمت‌نویس برداشت تا حشرات را دور کند.

the swatter was effective in getting rid of the mosquitoes.

سمت‌نویس در از بین بردن نشتکان موثر بود.

he always keeps a swatter handy in the kitchen.

او همیشه یک سمت‌نویس در دسترس در آشپزخانه نگه می‌دارد.

using a swatter is a quick way to deal with pests.

استفاده از یک سمت‌نویس راه سریعی برای مقابله با آفات است.

the children laughed as they watched their dad use the swatter.

بچه‌ها در حالی که پدرشان را با سمت‌نویس می‌دیدند، خندیدند.

don't forget to clean the swatter after using it.

فراموش نکنید که بعد از استفاده آن را تمیز کنید.

she bought a colorful swatter to make pest control fun.

او یک سمت‌نویس رنگارنگ خرید تا کنترل آفات را سرگرم‌کننده کند.

the swatter broke after hitting the wall too hard.

سمت‌نویس پس از برخورد شدید به دیوار شکست.

he prefers using a swatter over chemical sprays.

او ترجیح می‌دهد از اسپری‌های شیمیایی استفاده نکند و از سمت‌نویس استفاده کند.

after a long day, she finally caught the last fly with her swatter.

بعد از یک روز طولانی، او بالاخره با سمت‌نویس خود آخرین مگس را گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید