swiler

[ایالات متحده]/ˈswaɪlə/
[بریتانیا]/ˈswaɪlər/

ترجمه

n. سیفون؛ تاپ (دیالکت یا گویش)
شکل‌های واژه
جمعswilers

جملات نمونه

the swindler tricked many elderly people out of their savings.

دروغگو باعث رفتن پس انداز بسیاری از افراد سالمند شد.

police arrested the notorious swindler at the airport.

پلیس دروغگوی مشهور را در فرودگاه دستگیر کرد.

the swindler posed as a charity worker to collect donations.

دروغگو به عنوان یک کارمند خیریه ظاهر شد تا کمک های مالی جمع آوری کند.

many victims fell for the swindler's elaborate scheme.

بسیاری از قربانیان به طرح پیچیده دروغگو وقوع می‌افتند.

the con swindler promised huge returns on fake investments.

دروغگوی کلاه گذار در مورد سرمایه گذاری های نادرست بازدهی های بزرگی را اعلام کرد.

authorities warned the public about the online swindler.

مقامات عموم را درباره دروغگوی اینترنتی هشدار دادند.

the swindler fled the country after the scam was exposed.

دروغگو پس از آشکار شدن فریب، از کشور فرار کرد.

investors lost millions because of the swindler's false promises.

سرمایه گذاران به دلیل وعده های کاذب دروغگو میلیون ها دلار را از دست دادند.

the swindler used fake documents to open bank accounts.

دروغگو از اسناد کاذب برای باز کردن حساب های بانکی استفاده کرد.

people should be vigilant against professional swindlers.

مردم باید در برابر دروغگوی حرفه ای دقت کنند.

the swindler targeted vulnerable individuals in the community.

دروغگو افراد آسیب پذیر در جامعه را هدف قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید