sylphs

[ایالات متحده]/sɪlf/
[بریتانیا]/sɪlf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی باریک و باوقار؛ یک روح هوا یا عنصر

عبارات و ترکیب‌ها

air sylph

سيلف هوا

water sylph

سيلف آب

sylph spirit

روح سيلف

sylph form

فرم سيلف

sylph dance

رقص سيلف

sylph magic

جادوی سيلف

sylph queen

ملکه سيلف

sylph realm

حوزه سيلف

sylph song

آهنگ سيلف

sylph whisper

نجوای سيلف

جملات نمونه

the sylph danced gracefully in the moonlight.

精灵 به طور ظریف در زیر نور ماه می‌رقصید.

she felt like a sylph as she floated through the air.

او احساس می‌کرد مثل یک پری است، در حالی که در هوا شناور بود.

the artist painted a beautiful sylph in the garden.

هنرمند یک پری زیبا را در باغ نقاشی کرد.

in folklore, a sylph is often associated with the wind.

در فولکلور، یک پری اغلب با باد مرتبط است.

she wore a dress that made her look like a sylph.

او لباسی پوشیده بود که باعث می‌شد مثل یک پری به نظر برسد.

the sylph whispered secrets to the trees.

پری رازهایی را برای درختان زمزمه کرد.

he described her as a sylph of ethereal beauty.

او او را به عنوان یک پری با زیبایی فراطبیعی توصیف کرد.

the novel features a sylph as a central character.

در رمان، یک پری به عنوان یک شخصیت اصلی به تصویر کشیده شده است.

they believed a sylph protected their village.

آنها معتقد بودند که یک پری از روستای آنها محافظت می‌کند.

her laughter was as light as a sylph's song.

خنده او به سبک خنده یک پری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید