syndactyly

[ایالات متحده]/ˌsɪn.dæk.tɪ.li/
[بریتانیا]/ˌsɪn.dæk.tə.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایطی که در آن دو یا چند انگشت یا انگشت پا به هم متصل شده‌اند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

syndactyly treatment

درمان سین‌داکتایلی

syndactyly correction

تصحیح سین‌داکتایلی

syndactyly surgery

جراحی سین‌داکتایلی

syndactyly classification

طبقه بندی سین‌داکتایلی

syndactyly diagnosis

تشخیص سین‌داکتایلی

syndactyly causes

علت های سین‌داکتایلی

syndactyly types

انواع سین‌داکتایلی

syndactyly symptoms

علائم سین‌داکتایلی

syndactyly management

مدیریت سین‌داکتایلی

syndactyly genetics

ژنتیک سین‌داکتایلی

جملات نمونه

he was born with syndactyly in his fingers.

او با سنداکتیلی در انگشتانش متولد شد.

syndactyly can affect both hands and feet.

سنداکتیلی می‌تواند هر دو دست و پا را تحت تأثیر قرار دهد.

the doctor explained the causes of syndactyly.

پزشک علل سنداکتیلی را توضیح داد.

she underwent surgery to correct her syndactyly.

او برای اصلاح سنداکتیلی تحت عمل جراحی قرار گرفت.

children with syndactyly may need special care.

کودکانی که سنداکتیلی دارند ممکن است به مراقبت‌های ویژه نیاز داشته باشند.

syndactyly is often diagnosed at birth.

سنداکتیلی اغلب در بدو تولد تشخیص داده می‌شود.

genetic factors can contribute to syndactyly.

عوامل ژنتیکی می‌توانند به سنداکتیلی کمک کنند.

physical therapy may help children with syndactyly.

فیزیوتراپی ممکن است به کودکان مبتلا به سنداکتیلی کمک کند.

awareness of syndactyly is important for early intervention.

آگاهی از سنداکتیلی برای مداخله زودهنگام مهم است.

parents should consult a specialist for syndactyly treatment.

والدین باید برای درمان سنداکتیلی با یک متخصص مشورت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید