| جمع | syndicators |
real estate syndicator
syndicator املاک و مستغلات
syndicator agreement
توافقنامه سندیکاتور
syndicator model
مدل سندیکاتور
syndicator network
شبکه سندیکاتور
syndicator role
نقش سندیکاتور
syndicator fee
حق کمیسیون سندیکاتور
syndicator strategy
استراتژی سندیکاتور
syndicator fund
صندوق سندیکاتور
syndicator investment
سرمایهگذاری سندیکاتور
syndicator partnership
همکاری سندیکاتور
the syndicator played a crucial role in the film's success.
سندیکا نقش مهمی در موفقیت فیلم ایفا کرد.
many investors rely on a syndicator to manage their funds.
بسیاری از سرمایه گذاران برای مدیریت وجوه خود به یک سندیکا متکی هستند.
the syndicator arranged the financing for the real estate project.
سندیکا تامین مالی پروژه املاک و مستغلات را ترتیب داد.
she works as a syndicator for various television shows.
او به عنوان سندیکا برای برنامه های تلویزیونی مختلف کار می کند.
the syndicator ensures that all legal aspects are covered.
سندیکا اطمینان می دهد که تمام جنبه های قانونی پوشش داده می شوند.
investors should carefully evaluate the syndicator's track record.
سرمایه گذاران باید سابقه عملکرد سندیکا را به دقت ارزیابی کنند.
the syndicator helps connect producers with potential investors.
سندیکا به ارتباط تولیدکنندگان با سرمایه گذاران بالقوه کمک می کند.
finding a reliable syndicator is essential for successful projects.
پیدا کردن یک سندیکای قابل اعتماد برای پروژه های موفق ضروری است.
the syndicator negotiated favorable terms for the project.
سندیکا شرایط مطلوب را برای پروژه مذاکره کرد.
her experience as a syndicator has been invaluable in this industry.
تجربه او به عنوان سندیکا در این صنعت بسیار ارزشمند بوده است.
real estate syndicator
syndicator املاک و مستغلات
syndicator agreement
توافقنامه سندیکاتور
syndicator model
مدل سندیکاتور
syndicator network
شبکه سندیکاتور
syndicator role
نقش سندیکاتور
syndicator fee
حق کمیسیون سندیکاتور
syndicator strategy
استراتژی سندیکاتور
syndicator fund
صندوق سندیکاتور
syndicator investment
سرمایهگذاری سندیکاتور
syndicator partnership
همکاری سندیکاتور
the syndicator played a crucial role in the film's success.
سندیکا نقش مهمی در موفقیت فیلم ایفا کرد.
many investors rely on a syndicator to manage their funds.
بسیاری از سرمایه گذاران برای مدیریت وجوه خود به یک سندیکا متکی هستند.
the syndicator arranged the financing for the real estate project.
سندیکا تامین مالی پروژه املاک و مستغلات را ترتیب داد.
she works as a syndicator for various television shows.
او به عنوان سندیکا برای برنامه های تلویزیونی مختلف کار می کند.
the syndicator ensures that all legal aspects are covered.
سندیکا اطمینان می دهد که تمام جنبه های قانونی پوشش داده می شوند.
investors should carefully evaluate the syndicator's track record.
سرمایه گذاران باید سابقه عملکرد سندیکا را به دقت ارزیابی کنند.
the syndicator helps connect producers with potential investors.
سندیکا به ارتباط تولیدکنندگان با سرمایه گذاران بالقوه کمک می کند.
finding a reliable syndicator is essential for successful projects.
پیدا کردن یک سندیکای قابل اعتماد برای پروژه های موفق ضروری است.
the syndicator negotiated favorable terms for the project.
سندیکا شرایط مطلوب را برای پروژه مذاکره کرد.
her experience as a syndicator has been invaluable in this industry.
تجربه او به عنوان سندیکا در این صنعت بسیار ارزشمند بوده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید