tabbies

[ایالات متحده]/ˈtæbiːz/
[بریتانیا]/ˈtæbiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تبی؛ نوعی گربه با پوشش راه راه یا خال خال

عبارات و ترکیب‌ها

cute tabbies

گربه های ناز

playful tabbies

گربه های بازیگوش

striped tabbies

گربه های راه‌راه

friendly tabbies

گربه های دوستانه

adorable tabbies

گربه های دوست داشتنی

tabbies galore

گربه های فراوان

tabbies everywhere

گربه ها همه جا

tabbies for adoption

گربه ها برای فرز

tabbies in need

گربه های نیازمند

tabbies at play

گربه ها در حال بازی

جملات نمونه

many families choose tabbies as their pets.

بسیاری از خانواده‌ها گربه‌های مخطط را به عنوان حیوان خانگی انتخاب می‌کنند.

tabbies are known for their playful nature.

گربه‌های مخطط به خاطر طبیعت بازیگوش خود شناخته شده‌اند.

she adopted two tabbies from the shelter.

او دو گربه مخطط را از سرپناهگاه به فرزندی پذیرفت.

tabbies come in various colors and patterns.

گربه‌های مخطط در رنگ‌ها و الگوهای مختلف وجود دارند.

my friend loves taking pictures of her tabbies.

دوست من عاشق گرفتن عکس از گربه‌های مخططش است.

tabbies are often very affectionate with their owners.

گربه‌های مخطط اغلب بسیار با محبت با صاحبان خود هستند.

he named his tabby cat whiskers.

او نام گربه مخطط خود را سبیل گذاشت.

tabbies are great companions for children.

گربه‌های مخطط همراهان خوبی برای کودکان هستند.

she enjoys watching her tabbies play together.

او از تماشای بازی گربه‌های مخططش با هم لذت می‌برد.

tabbies often have a strong hunting instinct.

گربه‌های مخطط اغلب غریزه شکار قوی‌ای دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید