tabloids

[ایالات متحده]/ˈtæblɔɪdz/
[بریتانیا]/ˈtæblɔɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روزنامه‌های کوچک که بر اخبار حساس و شایعات تمرکز دارند؛ دارو در فرم قرص

عبارات و ترکیب‌ها

celebrity tabloids

مجله‌های سرگرم کننده مشاهیر

gossip tabloids

مجله‌های شایعات

national tabloids

مجله‌های ملی

sensational tabloids

مجله‌های سنسیشن‌آمیز

weekly tabloids

مجله‌های هفتگی

tabloids news

اخبار مجله‌های زرد

tabloids coverage

پوشش مجله‌های زرد

tabloids headlines

تیترهای مجله‌های زرد

tabloids articles

مقالات مجله‌های زرد

tabloids scandals

اسکاندال‌های مجله‌های زرد

جملات نمونه

tabloids often publish sensational stories.

نشریات زرد اغلب داستان‌های سنساسيون‌آمیز منتشر می‌کنند.

many celebrities avoid tabloids to protect their privacy.

بسیاری از مشاهیر برای محافظت از حریم خصوصی خود از نشریات زرد اجتناب می‌کنند.

tabloids can influence public opinion significantly.

نشریات زرد می‌توانند به طور قابل توجهی بر افکار عمومی تأثیر بگذارند.

she loves reading tabloids for the latest gossip.

او عاشق خواندن نشریات زرد برای آخرین شایعات است.

some tabloids exaggerate facts to attract readers.

برخی از نشریات زرد برای جذب خوانندگان، واقعیت‌ها را اغراق‌آمیز می‌کنند.

tabloids are known for their eye-catching headlines.

نشریات زرد به خاطر تیترهای جذاب خود مشهور هستند.

he works for a tabloid and covers celebrity news.

او برای یک نشریه زرد کار می‌کند و اخبار مشاهیر را پوشش می‌دهد.

critics argue that tabloids undermine journalism.

منتقدان استدلال می‌کنند که نشریات زرد روزنامه‌نگاری را تضعیف می‌کنند.

tabloids sometimes face legal issues for defamation.

نشریات زرد گاهی اوقات به دلیل افترا با مشکلات قانونی مواجه می‌شوند.

people often dismiss tabloids as unreliable sources.

افراد اغلب نشریات زرد را به عنوان منابع غیرقابل اعتماد نادیده می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید