tackinesses in fashion
بدی سلیقگی در مد
tackinesses of decor
بدی سلیقگی در دکوراسیون
tackinesses in design
بدی سلیقگی در طراحی
tackinesses of trends
بدی سلیقگی در روندها
tackinesses in advertising
بدی سلیقگی در تبلیغات
tackinesses of gifts
بدی سلیقگی در هدیهها
tackinesses in taste
بدی سلیقگی در ذائقه
tackinesses of styles
بدی سلیقگی در سبکها
tackinesses in humor
بدی سلیقگی در طنز
tackinesses of events
بدی سلیقگی در رویدادها
her dress was criticized for its tackinesses at the gala.
لباس او به دلیل زشتی و بیمزگیاش در مهمانی مورد انتقاد قرار گرفت.
the tackinesses of the decor made the event less enjoyable.
زشتی و بیمزگی دکور باعث شد رویداد کمتر لذتبخش باشد.
despite its tackinesses, the movie was a box office hit.
با وجود زشتی و بیمزگیاش، فیلم در گیشه موفق بود.
they tried to hide the tackinesses in their presentation.
آنها سعی کردند زشتی و بیمزگی را در ارائه خود پنهان کنند.
some people embrace the tackinesses of retro fashion.
برخی افراد زشتی و بیمزگی مد دوران بازگشت به گذشته را دوست دارند.
the tackinesses of the advertisement turned off many viewers.
زشتی و بیمزگی تبلیغات باعث شد بسیاری از بینندگان آن را دوست نداشته باشند.
we laughed at the tackinesses of the old sitcoms.
ما به زشتی و بیمزگی سریالهای کمدی قدیمی خندیدیم.
the tackinesses in his jokes made everyone uncomfortable.
زشتی و بیمزگی در شوخیهای او باعث ناراحتی همه شد.
her collection was filled with the tackinesses of the 80s.
مجموعه او پر از زشتی و بیمزگی دهه 80 بود.
he was unaware of the tackinesses in his fashion choices.
او از زشتی و بیمزگی در انتخابهای مد خود بیخبر بود.
tackinesses in fashion
بدی سلیقگی در مد
tackinesses of decor
بدی سلیقگی در دکوراسیون
tackinesses in design
بدی سلیقگی در طراحی
tackinesses of trends
بدی سلیقگی در روندها
tackinesses in advertising
بدی سلیقگی در تبلیغات
tackinesses of gifts
بدی سلیقگی در هدیهها
tackinesses in taste
بدی سلیقگی در ذائقه
tackinesses of styles
بدی سلیقگی در سبکها
tackinesses in humor
بدی سلیقگی در طنز
tackinesses of events
بدی سلیقگی در رویدادها
her dress was criticized for its tackinesses at the gala.
لباس او به دلیل زشتی و بیمزگیاش در مهمانی مورد انتقاد قرار گرفت.
the tackinesses of the decor made the event less enjoyable.
زشتی و بیمزگی دکور باعث شد رویداد کمتر لذتبخش باشد.
despite its tackinesses, the movie was a box office hit.
با وجود زشتی و بیمزگیاش، فیلم در گیشه موفق بود.
they tried to hide the tackinesses in their presentation.
آنها سعی کردند زشتی و بیمزگی را در ارائه خود پنهان کنند.
some people embrace the tackinesses of retro fashion.
برخی افراد زشتی و بیمزگی مد دوران بازگشت به گذشته را دوست دارند.
the tackinesses of the advertisement turned off many viewers.
زشتی و بیمزگی تبلیغات باعث شد بسیاری از بینندگان آن را دوست نداشته باشند.
we laughed at the tackinesses of the old sitcoms.
ما به زشتی و بیمزگی سریالهای کمدی قدیمی خندیدیم.
the tackinesses in his jokes made everyone uncomfortable.
زشتی و بیمزگی در شوخیهای او باعث ناراحتی همه شد.
her collection was filled with the tackinesses of the 80s.
مجموعه او پر از زشتی و بیمزگی دهه 80 بود.
he was unaware of the tackinesses in his fashion choices.
او از زشتی و بیمزگی در انتخابهای مد خود بیخبر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید