tackinesses

[ایالات متحده]/ˈtækɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈtækɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت چسبندگی

عبارات و ترکیب‌ها

tackinesses in fashion

بدی سلیقگی در مد

tackinesses of decor

بدی سلیقگی در دکوراسیون

tackinesses in design

بدی سلیقگی در طراحی

tackinesses of trends

بدی سلیقگی در روندها

tackinesses in advertising

بدی سلیقگی در تبلیغات

tackinesses of gifts

بدی سلیقگی در هدیه‌ها

tackinesses in taste

بدی سلیقگی در ذائقه

tackinesses of styles

بدی سلیقگی در سبک‌ها

tackinesses in humor

بدی سلیقگی در طنز

tackinesses of events

بدی سلیقگی در رویدادها

جملات نمونه

her dress was criticized for its tackinesses at the gala.

لباس او به دلیل زشتی و بی‌مزگی‌اش در مهمانی مورد انتقاد قرار گرفت.

the tackinesses of the decor made the event less enjoyable.

زشتی و بی‌مزگی دکور باعث شد رویداد کمتر لذت‌بخش باشد.

despite its tackinesses, the movie was a box office hit.

با وجود زشتی و بی‌مزگی‌اش، فیلم در گیشه موفق بود.

they tried to hide the tackinesses in their presentation.

آنها سعی کردند زشتی و بی‌مزگی را در ارائه خود پنهان کنند.

some people embrace the tackinesses of retro fashion.

برخی افراد زشتی و بی‌مزگی مد دوران بازگشت به گذشته را دوست دارند.

the tackinesses of the advertisement turned off many viewers.

زشتی و بی‌مزگی تبلیغات باعث شد بسیاری از بینندگان آن را دوست نداشته باشند.

we laughed at the tackinesses of the old sitcoms.

ما به زشتی و بی‌مزگی سریال‌های کمدی قدیمی خندیدیم.

the tackinesses in his jokes made everyone uncomfortable.

زشتی و بی‌مزگی در شوخی‌های او باعث ناراحتی همه شد.

her collection was filled with the tackinesses of the 80s.

مجموعه او پر از زشتی و بی‌مزگی دهه 80 بود.

he was unaware of the tackinesses in his fashion choices.

او از زشتی و بی‌مزگی در انتخاب‌های مد خود بی‌خبر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید