tadjik

[ایالات متحده]/tædʒɪk/
[بریتانیا]/tædʒɪk/

ترجمه

n. یک عضو از گروه قومی فارسی‌زبان از تاجیکستان؛ زبانی که توسط مردم تاجیک صحبت می‌شود
Word Forms
جمعtadjiks

عبارات و ترکیب‌ها

tadjik culture

فرهنگ تاجیک

tadjik language

زبان تاجیکی

tadjik cuisine

آشپزی تاجیک

tadjik music

موسیقی تاجیک

tadjik people

مردم تاجیک

tadjik history

تاریخ تاجیک

tadjik art

هنر تاجیک

tadjik festivals

جشنواره‌های تاجیک

tadjik traditions

آد و رسوم تاجیک

tadjik economy

اقتصاد تاجیک

جملات نمونه

he is a tadjik from tajikistan.

او یک تاجیک از تاجیکستان است.

the tadjik culture is rich in traditions.

فرهنگ تاجیک غنی از سنت هاست.

many tadjik people are skilled in music.

بسیاری از مردم تاجیک در موسیقی مهارت دارند.

tadjik cuisine features delicious dishes.

آشپزی تاجیک شامل غذاهای خوشمزه است.

she learned the tadjik language to connect with her roots.

او زبان تاجیک را برای ارتباط با ریشه های خود یاد گرفت.

the tadjik community celebrates many festivals.

جامعه تاجیک بسیاری از جشنواره ها را جشن می گیرد.

tadjik embroidery is known for its intricate designs.

گلدوزی تاجیک به خاطر طرح های پیچیده اش شناخته شده است.

he has a deep appreciation for tadjik poetry.

او قدردانی عمیقی از شعر تاجیک دارد.

the tadjik mountains are breathtakingly beautiful.

کوه های تاجیک به طرز چشمگیری زیبا هستند.

many tadjik families are involved in agriculture.

بسیاری از خانواده های تاجیک در کشاورزی مشارکت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید