tailoress

[ایالات متحده]/ˈteɪlərəs/
[بریتانیا]/ˈteɪlərəs/

ترجمه

n. خیاط زن

عبارات و ترکیب‌ها

skilled tailoress

خیاط ماهر

tailoress shop

فروشگاه خیاطی

experienced tailoress

خیاط با تجربه

local tailoress

خیاط محلی

tailoress services

خدمات خیاطی

tailoress dress

لباس خیاطی

tailoress skills

مهارت های خیاطی

tailoress alterations

تغییرات خیاطی

tailoress profession

حرفه خیاطی

tailoress design

طراحی خیاطی

جملات نمونه

the tailoress crafted a beautiful dress for the wedding.

خیاط لباس عروس زیبا برای عروسی طراحی کرد.

many tailoresses specialize in custom-made clothing.

بسیاری از خیاط‌ها در زمینه لباس‌های سفارشی تخصص دارند.

the tailoress used high-quality fabric for her designs.

خیاط از پارچه با کیفیت بالا برای طرح‌های خود استفاده کرد.

she learned the art of sewing from her grandmother, a skilled tailoress.

او هنر خیاطی را از مادربزرگش، یک خیاط ماهر، یاد گرفت.

the tailoress adjusted the dress to fit perfectly.

خیاط لباس را به گونه‌ای تنظیم کرد که کاملاً مناسب باشد.

every tailoress has her own unique style.

هر خیاط سبک منحصر به فرد خود را دارد.

the tailoress was known for her intricate embroidery work.

خیاط به خاطر کارهای گلدوزی پیچیده خود مشهور بود.

she decided to become a tailoress after her passion for fashion grew.

او پس از افزایش اشتیاقش به مد تصمیم گرفت خیاط شود.

the tailoress offered her services to the local community.

خیاط خدمات خود را به جامعه محلی ارائه می‌داد.

her dream was to open a boutique where she could work as a tailoress.

رویای او این بود که یک بوتیک باز کند تا بتواند به عنوان خیاط کار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید