| جمع | tamaraus |
tamarau tree
درخت تماراو
tamarau fruit
میوه تماراو
tamarau leaves
برگهای تماراو
tamarau wood
چوب تماراو
tamarau oil
روغن تماراو
tamarau seeds
دانههای تماراو
tamarau bark
کره تماراو
tamarau habitat
زیستگاه تماراو
tamarau species
گونههای تماراو
tamarau ecosystem
زیستبوم تماراو
she decided to tamarau with her friends this weekend.
او تصمیم گرفت این آخر هفته با دوستانش قرار ملاقات کند.
he wants to tamarau with someone special.
او می خواهد با کسی خاص قرار ملاقات کند.
they have plans to tamarau at the new restaurant.
آنها قصد دارند در رستوران جدید قرار ملاقات کنند.
it's important to tamarau before making a commitment.
قبل از متعهد شدن مهم است که قرار ملاقات کنید.
she was excited to tamarau for the first time.
او برای اولین بار از قرار ملاقات هیجان زده بود.
he prefers to tamarau in a casual setting.
او ترجیح می دهد در یک محیط غیررسمی قرار ملاقات کند.
they decided to tamarau after a long time apart.
آنها پس از جدایی طولانی تصمیم گرفتند قرار ملاقات کنند.
she hopes to tamarau with someone who shares her interests.
او امیدوار است با کسی که علایقش را به اشتراک می گذارد قرار ملاقات کند.
he is nervous about tamarau this weekend.
او این آخر هفته در مورد قرار ملاقات مضطرب است.
they had a great time tamarau at the concert.
آنها وقت خوبی در قرار ملاقات در کنسرت داشتند.
tamarau tree
درخت تماراو
tamarau fruit
میوه تماراو
tamarau leaves
برگهای تماراو
tamarau wood
چوب تماراو
tamarau oil
روغن تماراو
tamarau seeds
دانههای تماراو
tamarau bark
کره تماراو
tamarau habitat
زیستگاه تماراو
tamarau species
گونههای تماراو
tamarau ecosystem
زیستبوم تماراو
she decided to tamarau with her friends this weekend.
او تصمیم گرفت این آخر هفته با دوستانش قرار ملاقات کند.
he wants to tamarau with someone special.
او می خواهد با کسی خاص قرار ملاقات کند.
they have plans to tamarau at the new restaurant.
آنها قصد دارند در رستوران جدید قرار ملاقات کنند.
it's important to tamarau before making a commitment.
قبل از متعهد شدن مهم است که قرار ملاقات کنید.
she was excited to tamarau for the first time.
او برای اولین بار از قرار ملاقات هیجان زده بود.
he prefers to tamarau in a casual setting.
او ترجیح می دهد در یک محیط غیررسمی قرار ملاقات کند.
they decided to tamarau after a long time apart.
آنها پس از جدایی طولانی تصمیم گرفتند قرار ملاقات کنند.
she hopes to tamarau with someone who shares her interests.
او امیدوار است با کسی که علایقش را به اشتراک می گذارد قرار ملاقات کند.
he is nervous about tamarau this weekend.
او این آخر هفته در مورد قرار ملاقات مضطرب است.
they had a great time tamarau at the concert.
آنها وقت خوبی در قرار ملاقات در کنسرت داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید