tambac

[ایالات متحده]/ˈtæmbæk/
[بریتانیا]/ˈtæmbæk/

ترجمه

n. نوعی آلیاژ ساخته شده از مس و روی، استفاده شده برای جواهرات ارزان قیمت؛ عود، که همچنین به عنوان چوب عود یا چوب عقاب شناخته می‌شود
شکل‌های واژه
جمعtambacs

عبارات و ترکیب‌ها

tambac fish

ماهی تمباك

tambac river

رودخانه تمباك

tambac culture

فرهنگ تمباك

tambac market

بازار تمباك

tambac festival

جشنواره تمباك

tambac region

منطقه تمباك

tambac community

جامعه تمباك

tambac tradition

آداب و رسوم تمباك

tambac cuisine

آشپزی تمباك

tambac heritage

میراث تمباك

جملات نمونه

the tambac fish is known for its vibrant colors.

ماهی تُمبک به خاطر رنگ‌های زنده خود مشهور است.

they caught a large tambac during their fishing trip.

آنها در طول سفر ماهیگیری خود، یک تُمبک بزرگ صید کردند.

tambac is often found in tropical waters.

تُمبک اغلب در آب‌های استوایی یافت می‌شود.

many chefs enjoy cooking with tambac due to its flavor.

بسیاری از سرآشپزها از پختن با تُمبک به دلیل طعم آن لذت می‌برند.

tambac can be a sustainable seafood choice.

تُمبک می‌تواند یک انتخاب پایدار از غذاهای دریایی باشد.

he learned to identify tambac by its unique markings.

او یاد گرفت تُمبک را با توجه به علائم منحصر به فرد آن شناسایی کند.

the tambac population is thriving in certain regions.

جمعیت تُمبک در مناطق خاصی در حال رونق است.

tambac is often used in traditional dishes.

تُمبک اغلب در غذاهای سنتی استفاده می‌شود.

fishing for tambac requires special techniques.

ماهیگیری برای تُمبک نیاز به تکنیک‌های خاصی دارد.

tambac habitats are crucial for marine biodiversity.

زیستگاه‌های تُمبک برای تنوع زیستی دریایی بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید