tandems cycling
دوچرخه سواری تیمی
tandems working
همکاری تیمی
tandems racing
مسابقه تیمی
tandems learning
یادگیری تیمی
tandems partnerships
همکاریها
tandems training
آموزش تیمی
tandems planning
برنامهریزی تیمی
tandems discussions
بحث و گفتگوهای تیمی
tandems strategies
استراتژیهای تیمی
tandems activities
فعالیتهای تیمی
they rode in tandem down the scenic trail.
آنها به صورت همزمان در مسیر دیدنی رکاب زدند.
the two companies worked in tandem to launch the new product.
دو شرکت به صورت همزمان برای راه اندازی محصول جدید با هم همکاری کردند.
she prefers to run in tandem with her friends.
او ترجیح می دهد با دوستانش به صورت همزمان بدود.
the project requires teams to work in tandem.
این پروژه نیاز دارد تا تیم ها به صورت همزمان کار کنند.
in tandem with our efforts, we will achieve success.
همزمان با تلاش های ما، به موفقیت خواهیم رسید.
they planned their vacation in tandem to save money.
آنها تعطیلات خود را به صورت همزمان برنامه ریزی کردند تا در هزینه ها صرفه جویی کنند.
the dancers moved in tandem, creating a beautiful performance.
رقصندگان به صورت همزمان حرکت کردند و یک اجرای زیبا خلق کردند.
the two devices can operate in tandem for better efficiency.
دو دستگاه می توانند به صورت همزمان کار کنند تا بازدهی بهتری داشته باشند.
the teacher and student worked in tandem on the project.
معلم و دانش آموز به صورت همزمان روی پروژه کار کردند.
they launched the campaign in tandem with the product release.
آنها همزمان با عرضه محصول، کمپین را راه اندازی کردند.
tandems cycling
دوچرخه سواری تیمی
tandems working
همکاری تیمی
tandems racing
مسابقه تیمی
tandems learning
یادگیری تیمی
tandems partnerships
همکاریها
tandems training
آموزش تیمی
tandems planning
برنامهریزی تیمی
tandems discussions
بحث و گفتگوهای تیمی
tandems strategies
استراتژیهای تیمی
tandems activities
فعالیتهای تیمی
they rode in tandem down the scenic trail.
آنها به صورت همزمان در مسیر دیدنی رکاب زدند.
the two companies worked in tandem to launch the new product.
دو شرکت به صورت همزمان برای راه اندازی محصول جدید با هم همکاری کردند.
she prefers to run in tandem with her friends.
او ترجیح می دهد با دوستانش به صورت همزمان بدود.
the project requires teams to work in tandem.
این پروژه نیاز دارد تا تیم ها به صورت همزمان کار کنند.
in tandem with our efforts, we will achieve success.
همزمان با تلاش های ما، به موفقیت خواهیم رسید.
they planned their vacation in tandem to save money.
آنها تعطیلات خود را به صورت همزمان برنامه ریزی کردند تا در هزینه ها صرفه جویی کنند.
the dancers moved in tandem, creating a beautiful performance.
رقصندگان به صورت همزمان حرکت کردند و یک اجرای زیبا خلق کردند.
the two devices can operate in tandem for better efficiency.
دو دستگاه می توانند به صورت همزمان کار کنند تا بازدهی بهتری داشته باشند.
the teacher and student worked in tandem on the project.
معلم و دانش آموز به صورت همزمان روی پروژه کار کردند.
they launched the campaign in tandem with the product release.
آنها همزمان با عرضه محصول، کمپین را راه اندازی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید