tardigrada

[ایالات متحده]/ˌtɑːdɪˈɡreɪdə/
[بریتانیا]/ˌtɑrdɪˈɡreɪdə/

ترجمه

n. یک شاخه از حیوانات کوچک آبزی که به خاطر مقاومت خود شناخته شده‌اند; به طور معمول به عنوان خرس‌های آبی یا خوکچه‌های خزه‌ای شناخته می‌شوند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tardigrada species

گونه‌های تاردیگراد

tardigrada habitat

زیستگاه تاردیگراد

tardigrada survival

بقای تاردیگراد

tardigrada research

تحقیقات در مورد تاردیگراد

tardigrada features

ویژگی‌های تاردیگراد

tardigrada resilience

تحمل تاردیگراد

tardigrada physiology

فیزیولوژی تاردیگراد

tardigrada study

مطالعه تاردیگراد

tardigrada adaptations

سازگاری‌های تاردیگراد

tardigrada classification

طبقه بندی تاردیگراد

جملات نمونه

tardigrada are known for their resilience.

تاردیگرادها به دلیل مقاومتشان شناخته شده اند.

scientists study tardigrada to understand extremophiles.

دانشمندان تاردیگرادها را برای درک موجودات شدید دوست مطالعه می کنند.

tardigrada can survive extreme temperatures.

تاردیگرادها می توانند در برابر دمای شدید زنده بمانند.

many people are fascinated by tardigrada.

بسیاری از مردم مجذوب تاردیگرادها هستند.

tardigrada are often found in moss and lichen.

تاردیگرادها اغلب در خزه‌ها و سرخس‌ها یافت می شوند.

research on tardigrada has implications for space exploration.

تحقیقات در مورد تاردیگرادها پیامدهایی برای اکتشافات فضایی دارد.

tardigrada can enter a state of cryptobiosis.

تاردیگرادها می توانند وارد حالت کریوتوبیوز شوند.

understanding tardigrada helps in biotechnology.

درک تاردیگرادها به کمک بیوتکنولوژی کمک می کند.

there are over a thousand species of tardigrada.

بیش از هزار گونه تاردیگراد وجود دارد.

tardigrada are microscopic animals.

تاردیگرادها حیوانات میکروسکوپی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید