tarns

[ایالات متحده]/tɑːnz/
[بریتانیا]/tɑrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دریاچه یا برکه کوچک کوهستانی

عبارات و ترکیب‌ها

small tarns

تارن‌های کوچک

high tarns

تارن‌های مرتفع

frozen tarns

تارن‌های یخ‌زده

clear tarns

تارن‌های شفاف

hidden tarns

تارن‌های پنهان

remote tarns

تارن‌های دورافتاده

tranquil tarns

تارن‌های آرام

alpine tarns

تارن‌های کوهستانی

shallow tarns

تارن‌های کم‌عمق

sparkling tarns

تارن‌های درخشان

جملات نمونه

we hiked to the beautiful tarns in the mountains.

ما به تالاب‌های زیبا در کوه‌ها پیاده‌روی کردیم.

the tarns reflect the stunning colors of the sunset.

تالاب‌ها رنگ‌های خیره‌کننده غروب خورشید را منعکس می‌کنند.

many tarns are formed by glacial activity.

بسیاری از تالاب‌ها در اثر فعالیت‌های یخچال‌ها شکل می‌گیرند.

tarns are often found at high altitudes.

تالاب‌ها اغلب در ارتفاعات بالا یافت می‌شوند.

we saw fish swimming in the clear tarns.

ما ماهی‌هایی را که در تالاب‌های شفاف شنا می‌کردند، دیدیم.

photographers love capturing the beauty of tarns.

عکاسان عاشق ثبت زیبایی تالاب‌ها هستند.

some tarns are surrounded by lush vegetation.

برخی از تالاب‌ها توسط پوشش گیاهی سرسبز احاطه شده‌اند.

the tarns provide a habitat for various wildlife.

تالاب‌ها زیستگاه حیات وحش مختلف را فراهم می‌کنند.

we enjoyed a picnic by the serene tarn.

ما از پیک‌نیک کنار تالاب آرام لذت بردیم.

exploring the tarns was the highlight of our trip.

کاوش در تالاب‌ها اوج سفر ما بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید