tartrate

[ایالات متحده]/ˈtɑːtreɪt/
[بریتانیا]/ˈtɑːrtreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمک یا استر اسید تارتاریک
شکل‌های واژه
جمعtartrates

عبارات و ترکیب‌ها

calcium tartrate

نمک تارتاریک کلسیم

potassium tartrate

نمک تارتاریک پتاسیم

sodium tartrate

نمک تارتاریک سدیم

tartrate salt

نمک تارتاریک

tartrate solution

محلول تارتاریک

tartrate crystals

بلورهای تارتاریک

tartrate compound

ترکیب تارتاریک

tartrate form

فرم تارتاریک

tartrate analysis

تجزیه و تحلیل تارتاریک

tartrate content

مقدار تارتاریک

جملات نمونه

potassium tartrate is often used in cooking.

پیوتاسیم تارتارات اغلب در آشپزی استفاده می‌شود.

many wines contain tartaric acid or tartrate.

بسیاری از شراب‌ها حاوی اسید تارتاریک یا تارتارات هستند.

tartrate crystals can form in wine bottles.

بلورهای تارتارات می‌توانند در بطری‌های شراب تشکیل شوند.

the tartrate test is important for quality control.

تست تارتارات برای کنترل کیفیت مهم است.

some people are sensitive to tartrate in foods.

برخی از افراد به تارتارات در غذاها حساس هستند.

tartrate is used as a stabilizing agent in some products.

تارتارات به عنوان یک عامل تثبیت کننده در برخی محصولات استفاده می‌شود.

we need to analyze the tartrate levels in this sample.

ما باید سطح تارتارات را در این نمونه تجزیه و تحلیل کنیم.

tartrate can affect the taste of certain beverages.

تارتارات می‌تواند بر طعم برخی نوشیدنی‌ها تأثیر بگذارد.

in chemistry, tartrate is a key compound.

در شیمی، تارتارات یک ترکیب کلیدی است.

tartrate salts are commonly found in nature.

نمک‌های تارتارات معمولاً در طبیعت یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید