| جمع | tatous |
tatou hunting
شکار تاتو
tatou shell
پوست تاتو
tatou food
غذاي تاتو
tatou habitat
زیستگاه تاتو
tatou species
گونههای تاتو
tatou behavior
رفتار تاتو
tatou conservation
حفظ تاتو
tatou anatomy
آناتومی تاتو
tatou population
جمعیت تاتو
tatou characteristics
ویژگیهای تاتو
she decided to tatou her new pet.
او تصمیم گرفت حیوان خانگی جدید خود را تتوش کند.
he wants to tatou his arm with a meaningful design.
او میخواهد بازوی خود را با یک طرح معنادار تتوش کند.
they plan to tatou their family crest on their backs.
آنها قصد دارند نشان خانوادگی خود را روی پشت خود تتوش کنند.
many people choose to tatou their favorite quotes.
بسیاری از مردم انتخاب میکنند نقل قولهای مورد علاقه خود را تتوش کنند.
she decided to tatou a symbol of her heritage.
او تصمیم گرفت نمادی از فرهنگ خود را تتوش کند.
he wants to tatou a design that represents freedom.
او میخواهد طرحی را که نشان دهنده آزادی است تتوش کند.
they often tatou together as a bonding experience.
آنها اغلب به عنوان یک تجربه پیوند دهنده با هم تتوش میکنند.
it’s important to find a skilled artist to tatou.
یافتن یک هنرمند ماهر برای تتوش کردن مهم است.
she plans to tatou a tribute to her late grandmother.
او قصد دارد ادای احترام به مادربزرگ مرحوم خود را تتوش کند.
he wants to tatou something unique and personal.
او میخواهد چیزی منحصر به فرد و شخصی را تتوش کند.
tatou hunting
شکار تاتو
tatou shell
پوست تاتو
tatou food
غذاي تاتو
tatou habitat
زیستگاه تاتو
tatou species
گونههای تاتو
tatou behavior
رفتار تاتو
tatou conservation
حفظ تاتو
tatou anatomy
آناتومی تاتو
tatou population
جمعیت تاتو
tatou characteristics
ویژگیهای تاتو
she decided to tatou her new pet.
او تصمیم گرفت حیوان خانگی جدید خود را تتوش کند.
he wants to tatou his arm with a meaningful design.
او میخواهد بازوی خود را با یک طرح معنادار تتوش کند.
they plan to tatou their family crest on their backs.
آنها قصد دارند نشان خانوادگی خود را روی پشت خود تتوش کنند.
many people choose to tatou their favorite quotes.
بسیاری از مردم انتخاب میکنند نقل قولهای مورد علاقه خود را تتوش کنند.
she decided to tatou a symbol of her heritage.
او تصمیم گرفت نمادی از فرهنگ خود را تتوش کند.
he wants to tatou a design that represents freedom.
او میخواهد طرحی را که نشان دهنده آزادی است تتوش کند.
they often tatou together as a bonding experience.
آنها اغلب به عنوان یک تجربه پیوند دهنده با هم تتوش میکنند.
it’s important to find a skilled artist to tatou.
یافتن یک هنرمند ماهر برای تتوش کردن مهم است.
she plans to tatou a tribute to her late grandmother.
او قصد دارد ادای احترام به مادربزرگ مرحوم خود را تتوش کند.
he wants to tatou something unique and personal.
او میخواهد چیزی منحصر به فرد و شخصی را تتوش کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید