| جمع | tauons |
tauon particle
ذره تائون
tauon decay
پایدار شدن تائون
tauon mass
جرم تائون
tauon production
تولید تائون
tauon interaction
برهمکنش تائون
tauon collider
دستگاه برخورد دهنده تائون
tauon physics
فیزیک تائون
tauon experiment
آزمایش تائون
tauon signature
امضای تائون
tauon emission
تابش تائون
she has a strong tauon for music.
او علاقه زیادی به موسیقی دارد.
he showed a natural tauon for mathematics.
او علاقه ذاتی به ریاضیات نشان داد.
her tauon for painting was evident from a young age.
علاقه او به نقاشی از سنین پایین آشکار بود.
with a tauon for languages, he learned french quickly.
با علاقه ای به زبان ها، او به سرعت زبان فرانسه را یاد گرفت.
his tauon for leadership was recognized by everyone.
علاقه او به رهبری توسط همه به رسمیت شناخته شد.
she has a unique tauon for storytelling.
او علاقه منحصربهفردی به داستانسرایی دارد.
they praised her tauon for problem-solving.
آنها علاقه او به حل مسئله را تحسین کردند.
his tauon for cooking impressed the judges.
علاقه او به آشپزی داوران را تحت تاثیر قرار داد.
she has a tauon for design that sets her apart.
او علاقه ای به طراحی دارد که او را از دیگران متمایز می کند.
recognizing her tauon, they encouraged her to pursue art.
با تشخیص علاقه او، آنها او را تشویق کردند تا به دنبال هنر برود.
tauon particle
ذره تائون
tauon decay
پایدار شدن تائون
tauon mass
جرم تائون
tauon production
تولید تائون
tauon interaction
برهمکنش تائون
tauon collider
دستگاه برخورد دهنده تائون
tauon physics
فیزیک تائون
tauon experiment
آزمایش تائون
tauon signature
امضای تائون
tauon emission
تابش تائون
she has a strong tauon for music.
او علاقه زیادی به موسیقی دارد.
he showed a natural tauon for mathematics.
او علاقه ذاتی به ریاضیات نشان داد.
her tauon for painting was evident from a young age.
علاقه او به نقاشی از سنین پایین آشکار بود.
with a tauon for languages, he learned french quickly.
با علاقه ای به زبان ها، او به سرعت زبان فرانسه را یاد گرفت.
his tauon for leadership was recognized by everyone.
علاقه او به رهبری توسط همه به رسمیت شناخته شد.
she has a unique tauon for storytelling.
او علاقه منحصربهفردی به داستانسرایی دارد.
they praised her tauon for problem-solving.
آنها علاقه او به حل مسئله را تحسین کردند.
his tauon for cooking impressed the judges.
علاقه او به آشپزی داوران را تحت تاثیر قرار داد.
she has a tauon for design that sets her apart.
او علاقه ای به طراحی دارد که او را از دیگران متمایز می کند.
recognizing her tauon, they encouraged her to pursue art.
با تشخیص علاقه او، آنها او را تشویق کردند تا به دنبال هنر برود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید