taxmen

[ایالات متحده]/'tæksmæn/
[بریتانیا]/ˈtæksˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع‌آور مالیات، افسر درآمد

جملات نمونه

The taxman came to collect our taxes.

بازرس مالیات برای جمع‌آوری مالیات ما آمد.

I need to file my taxes before the taxman comes.

من باید قبل از اینکه بازرس مالیات بیاید، مالیات خود را ثبت کنم.

The taxman audits businesses to ensure they are paying their fair share.

بازرس مالیات کسب و کارها را ممیزی می‌کند تا اطمینان حاصل شود که سهم عادلانه خود را پرداخت می‌کنند.

Avoiding the taxman can lead to serious legal consequences.

اجتناب از بازرس مالیات می‌تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

The taxman investigates cases of tax evasion.

بازرس مالیات موارد فرار مالیاتی را بررسی می‌کند.

The taxman is responsible for enforcing tax laws.

بازرس مالیات مسئول اجرای قوانین مالیاتی است.

The taxman reviews tax returns for accuracy.

بازرس مالیات اظهارنامه‌های مالیاتی را برای اطمینان از صحت بررسی می‌کند.

The taxman is authorized to collect taxes on behalf of the government.

بازرس مالیات مجاز به جمع‌آوری مالیات از طرف دولت است.

The taxman may impose penalties for late payment of taxes.

بازرس مالیات ممکن است برای پرداخت دیررس مالیات جریمه اعمال کند.

The taxman works to ensure compliance with tax regulations.

بازرس مالیات برای اطمینان از رعایت مقررات مالیاتی تلاش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید