teethe

[ایالات متحده]/tiːð/
[بریتانیا]/tiːð/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دندان رشد کردن; دندان درآوردن
Word Forms
جمعteethes
شکل سوم شخص مفردteethes
قسمت سوم فعلteethed
زمان گذشتهteethed
صفت یا فعل حال استمراریteething

عبارات و ترکیب‌ها

teethe on

در حال دندان‌درآوردن

teethe up

دندان درآوردن بالا

teethe through

دندان درآوردن از طریق

teethe pain

درد دندان

teethe ring

حلقه دندان

teethe aid

کمک دندان

teethe properly

به طور مناسب دندان

teethe gently

به آرامی دندان

teethe toys

اسباب بازی دندان

teethe time

زمان دندان

جملات نمونه

babies usually start to teethe around six months old.

نوزادان معمولاً در حدود شش ماهگی شروع به دندان‌درآوردن می‌کنند.

teething can make infants irritable and restless.

دندان‌درآوردن می‌تواند باعث تحریک‌پذیری و بی‌قراری نوزادان شود.

parents often use teething rings to soothe their babies.

والدین اغلب از حلقه‌های دندان‌درآوردن برای آرام کردن نوزادان خود استفاده می‌کنند.

teething symptoms can include drooling and chewing on objects.

علائم دندان‌درآوردن می‌تواند شامل آب‌دهان و جویدن اشیاء باشد.

some babies experience fever when they begin to teethe.

برخی از نوزادان هنگام شروع دندان‌درآوردن دچار تب می‌شوند.

teething gels can help relieve discomfort for babies.

ژل‌های دندان‌درآوردن می‌توانند به تسکین ناراحتی نوزادان کمک کنند.

it's important to keep an eye on your baby while they teethe.

هنگام دندان‌درآوردن نوزاد، مهم است که مراقب او باشید.

teething can be a challenging phase for both parents and children.

دندان‌درآوردن می‌تواند یک دوره چالش‌برانگیز برای والدین و کودکان باشد.

some children may bite when they are teething.

برخی از کودکان ممکن است هنگام دندان‌درآوردن گاز بگیرند.

teething can vary greatly from one baby to another.

دندان‌درآوردن می‌تواند از یک نوزاد به نوزاد دیگر بسیار متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید