tegs

[ایالات متحده]/tɛg/
[بریتانیا]/tɛg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوسفند دو ساله؛ پشم از گوسفند دو ساله

عبارات و ترکیب‌ها

teg head

سر

teg line

خط

teg tag

برچسب

teg edge

لبه

teg net

شبکه

teg set

تنظیم

teg box

جعبه

teg mode

حالت

teg style

سبک

teg area

منطقه

جملات نمونه

he decided to teg the new project.

او تصمیم گرفت پروژه جدید را برچسب‌گذاری کند.

can you teg the meeting for next week?

آیا می توانید جلسه را برای هفته آینده برچسب‌گذاری کنید؟

she will teg the responsibility for the event.

او مسئولیت رویداد را برچسب‌گذاری خواهد کرد.

it's important to teg your emotions.

برچسب‌گذاری احساسات شما مهم است.

he has a knack to teg complex problems.

او استعداد برچسب‌گذاری مشکلات پیچیده را دارد.

they need to teg the feedback from the clients.

آنها باید بازخورد مشتریان را برچسب‌گذاری کنند.

we should teg our strategy for the project.

ما باید استراتژی خود را برای پروژه برچسب‌گذاری کنیم.

she can teg the situation very well.

او می تواند وضعیت را بسیار خوب برچسب‌گذاری کند.

it's time to teg the next steps.

وقت آن است که مراحل بعدی را برچسب‌گذاری کنیم.

he is able to teg the mood of the crowd.

او قادر است حال و هوای جمعیت را برچسب‌گذاری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید