remote telecommuter
همکار از راه دور
full-time telecommuter
همکار تمام وقت از راه دور
part-time telecommuter
همکار پاره وقت از راه دور
successful telecommuter
همکار از راه دور موفق
experienced telecommuter
همکار از راه دور با تجربه
flexible telecommuter
همکار از راه دور انعطاف پذیر
dedicated telecommuter
همکار از راه دور متعهد
virtual telecommuter
همکار مجازی از راه دور
new telecommuter
همکار جدید از راه دور
remote-working telecommuter
همکار از راه دور و دورکار
many companies now hire telecommuters to reduce office space costs.
بسیاری از شرکتها اکنون کارمندان دورکار را استخدام میکنند تا هزینههای فضای اداری را کاهش دهند.
being a telecommuter allows for a more flexible work schedule.
کارمندان دورکار بودن این امکان را فراهم میکند که برنامه کاری انعطافپذیرتری داشته باشند.
telecommuters often report higher job satisfaction than in-office employees.
کارمندان دورکار اغلب گزارش میدهند که از رضایت شغلی بیشتری نسبت به کارمندان حضوری برخوردارند.
as a telecommuter, i can work from anywhere in the world.
من به عنوان یک کارمند دورکار میتوانم از هر نقطه در جهان کار کنم.
effective communication tools are essential for telecommuters.
ابزارهای ارتباطی موثر برای کارمندان دورکار ضروری هستند.
many telecommuters struggle with maintaining a work-life balance.
بسیاری از کارمندان دورکار در حفظ تعادل بین کار و زندگی مشکل دارند.
telecommuters can save time and money on commuting.
کارمندان دورکار میتوانند در رفت و آمد در زمان و هزینه صرفهجویی کنند.
employers are increasingly recognizing the benefits of telecommuters.
کارفرمایان به طور فزایندهای مزایای کارمندان دورکار را تشخیص میدهند.
telecommuters need to set boundaries to avoid distractions at home.
کارمندان دورکار باید محدودیتهایی تعیین کنند تا از حواسپرتی در خانه جلوگیری کنند.
networking can be challenging for telecommuters who work alone.
شبکهسازی میتواند برای کارمندان دورکاری که به تنهایی کار میکنند چالشبرانگیز باشد.
remote telecommuter
همکار از راه دور
full-time telecommuter
همکار تمام وقت از راه دور
part-time telecommuter
همکار پاره وقت از راه دور
successful telecommuter
همکار از راه دور موفق
experienced telecommuter
همکار از راه دور با تجربه
flexible telecommuter
همکار از راه دور انعطاف پذیر
dedicated telecommuter
همکار از راه دور متعهد
virtual telecommuter
همکار مجازی از راه دور
new telecommuter
همکار جدید از راه دور
remote-working telecommuter
همکار از راه دور و دورکار
many companies now hire telecommuters to reduce office space costs.
بسیاری از شرکتها اکنون کارمندان دورکار را استخدام میکنند تا هزینههای فضای اداری را کاهش دهند.
being a telecommuter allows for a more flexible work schedule.
کارمندان دورکار بودن این امکان را فراهم میکند که برنامه کاری انعطافپذیرتری داشته باشند.
telecommuters often report higher job satisfaction than in-office employees.
کارمندان دورکار اغلب گزارش میدهند که از رضایت شغلی بیشتری نسبت به کارمندان حضوری برخوردارند.
as a telecommuter, i can work from anywhere in the world.
من به عنوان یک کارمند دورکار میتوانم از هر نقطه در جهان کار کنم.
effective communication tools are essential for telecommuters.
ابزارهای ارتباطی موثر برای کارمندان دورکار ضروری هستند.
many telecommuters struggle with maintaining a work-life balance.
بسیاری از کارمندان دورکار در حفظ تعادل بین کار و زندگی مشکل دارند.
telecommuters can save time and money on commuting.
کارمندان دورکار میتوانند در رفت و آمد در زمان و هزینه صرفهجویی کنند.
employers are increasingly recognizing the benefits of telecommuters.
کارفرمایان به طور فزایندهای مزایای کارمندان دورکار را تشخیص میدهند.
telecommuters need to set boundaries to avoid distractions at home.
کارمندان دورکار باید محدودیتهایی تعیین کنند تا از حواسپرتی در خانه جلوگیری کنند.
networking can be challenging for telecommuters who work alone.
شبکهسازی میتواند برای کارمندان دورکاری که به تنهایی کار میکنند چالشبرانگیز باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید