telekenesis

[ایالات متحده]//ˌtelɪkɪˈniːsɪs//
[بریتانیا]//ˌtelɪkɪˈnisis//

ترجمه

n. توانایی متصور شده برای حرکت اجسام در فاصله‌ای دور با قدرت ذهنی

جملات نمونه

she used telekenesis to lift the heavy boxes.

او از تلекینزیس برای بلند کردن جعبه‌های سنگین استفاده کرد.

the superhero demonstrated impressive telekenetic powers.

سوپرهرور قدرت‌های تلکینزیسی برجسته‌ای نشان داد.

telekenesis allows you to move objects with your mind.

تلکینزیس به شما اجازه می‌دهد تا اشیاء را با ذهن خود حرکت دهید.

he trained for years to master telekenesis.

او چندین سال تمرین کرد تا تلکینزیس را به خوبی یاد بگیرد.

the movie featured a character with telekenetic abilities.

فیلم یک شخصیت با توانایی‌های تلکینزیسی داشت.

scientists are studying the phenomenon of telekenesis.

دانشمندان پدیده تلکینزیس را مطالعه می‌کنند.

she felt a telekenetic force pulling the object toward her.

او احساس کرد که یک نیروی تلکینزیسی آن چیز را به سمت خودش می‌کشید.

telekenesis is often depicted in science fiction films.

تلکینزیس معمولاً در فیلم‌های علمی-تخیلی نمایش داده می‌شود.

the child's telekenetic talent surprised everyone.

талант تلکینزیسی کودک هر کس را شگفت‌زده کرد.

he concentrated hard, using telekenesis to open the door.

او با تمرکز زیاد، از تلکینزیس برای باز کردن در استفاده کرد.

telekenetic powers are a popular topic in fantasy novels.

قدرت‌های تلکینزیسی موضوعی محبوب در رمان‌های فانتزی هستند.

many people claim to have telekenetic abilities.

بسیاری از افراد مدعی هستند که توانایی‌های تلکینزیسی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید