telemarketer

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪˌmɑːrkɪtər/
[بریتانیا]/ˈtɛlɪˌmɑrkɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فروشنده که با افراد از طریق تلفن تماس می‌گیرد.

عبارات و ترکیب‌ها

telemarketer call

تماس بازاریاب تلفنی

telemarketer script

اسکریپت بازاریاب تلفنی

telemarketer job

شغل بازاریاب تلفنی

telemarketer list

لیست بازاریاب تلفنی

telemarketer tactics

تاکتیک های بازاریاب تلفنی

telemarketer pitch

ارائه بازاریاب تلفنی

telemarketer service

خدمات بازاریاب تلفنی

telemarketer training

آموزش بازاریاب تلفنی

telemarketer complaints

شکایات بازاریاب تلفنی

telemarketer database

پایگاه داده بازاریاب تلفنی

جملات نمونه

the telemarketer called me during dinner.

تله‌مارکتر در حین شام با من تماس گرفت.

she used to work as a telemarketer.

او قبلاً به عنوان تله‌مارکتر کار می‌کرد.

the telemarketer offered a great deal on insurance.

تله‌مارکتر یک پیشنهاد عالی برای بیمه ارائه داد.

many people hang up on telemarketers.

بسیاری از مردم تلفن را روی گوش تله‌مارکتر می‌گذارند.

being a telemarketer requires good communication skills.

تله‌مارکتر بودن به مهارت‌های ارتباطی خوب نیاز دارد.

the telemarketer was very persuasive.

تله‌مارکتر بسیار متقاعد کننده بود.

he got a job as a telemarketer to pay off his debts.

او برای پرداخت بدهی‌هایش به عنوان تله‌مارکتر استخدام شد.

the telemarketer read from a script.

تله‌مارکتر از یک فیلمنامه خواند.

telemarketers often face rejection.

تله‌مارکترها اغلب با رد مواجه می‌شوند.

she received training to become a telemarketer.

او برای تبدیل شدن به یک تله‌مارکتر آموزش دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید