telethon

[ایالات متحده]/'telɪθɒn/
[بریتانیا]/ˈtɛləˌθɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برنامه تلویزیونی طولانی که برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای خیریه یا سایر مقاصد پخش می‌شود
Word Forms
جمعtelethons

جملات نمونه

The telethon raised millions of dollars for charity.

تله تونی میلیون‌ها دلار برای کمک به خیریه جمع‌آوری کرد.

Celebrities often participate in telethons to help raise funds.

سلبریتی‌ها اغلب در تله تونی‌ها برای کمک به جمع‌آوری کمک‌های مالی شرکت می‌کنند.

Viewers can call in to donate during the telethon.

بینندگان می‌توانند برای اهدای کمک در طول تله تونی تماس بگیرند.

The telethon was broadcast live across the country.

تله تونی به طور زنده در سراسر کشور پخش شد.

The annual telethon is a major fundraising event for the organization.

تله تونی سالانه یک رویداد بزرگ جمع‌آوری کمک‌های مالی برای سازمان است.

Donations poured in during the telethon.

کمک‌های مالی در طول تله تونی سرازیر شدند.

The telethon aims to raise awareness about a specific cause.

تله تونی با هدف افزایش آگاهی در مورد یک موضوع خاص است.

Volunteers worked tirelessly behind the scenes to make the telethon a success.

داوطلبان بی‌وقفه پشت صحنه برای موفقیت تله تونی تلاش کردند.

The telethon featured performances by popular musicians.

تله تونی شامل اجرا توسط نوازندگان محبوب بود.

Many people tuned in to watch the telethon and support the cause.

بسیاری از مردم برای تماشای تله تونی و حمایت از این موضوع، آن را تماشا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید