tellee

[ایالات متحده]/təˈliː/
[بریتانیا]/təˈli/

ترجمه

n. شخصی که چیزی به او گفته می‌شود؛ گیرنده یا مقصد ارتباط یا اطلاعات
شکل‌های واژه
جمعtellees

عبارات و ترکیب‌ها

the tellee

گیرنده

your tellee

گیرنده شما

the tellee understands

گیرنده متوجه می‌شود

each tellee

هر گیرنده

tellee's understanding

درک گیرنده

tellee feedback

پیشخیذ گیرنده

multiple tellees

چند گیرنده

informing tellees

اطلاع‌رسانی به گیرنده‌ها

tellee response

پاسخ گیرنده

tellee learns

گیرنده یاد می‌گیرد

جملات نمونه

children love listening to bedtime stories through the tellee device every night before sleep.

کودکان عاشق گوش دادن به داستان‌های خواب در شب قبل از خواب با دستگاه تلی‌ دستگاه تلی‌ هستند.

the tellee system projects holographic stories that surround the listeners with vivid images.

سیستم تلی‌ داستان‌های هولوگرافیک را پروژه می‌کند که با تصاویر زنده شنوندگان را احاطه می‌کند.

emergency information spreads rapidly through the tellee network during natural disasters.

اطلاعات اضطراری در زمان بحران‌های طبیعی به سرعت از طریق شبکه تلی‌ پخش می‌شود.

students learn foreign languages more effectively using the interactive tellee learning system.

دانش‌آموزان به طور مؤثرتر زبان‌های خارجی را با استفاده از سیستم یادگیری تلی‌ تعاملی یاد می‌گیرند.

the retired teacher still uses her tellee to share stories with neighborhood children.

معلم بازنشسته هنوز از تلی‌ خود برای به اشتراک گذاشتن داستان‌ها با کودکان محله استفاده می‌کند.

scientists developed a new tellee technology that transmits emotions along with voices.

دانشمندان فناوری جدیدی از تلی‌ را توسعه دادند که عاطفات را همراه با صداها انتقال می‌دهد.

grandfather's tellee contains countless family stories recorded over several generations.

تلی‌ پدربزرگ داستان‌های بی‌شمار خانواده را که در طول چند نسل ضبط شده‌اند، شامل می‌شود.

the museum installed tellee displays that narrate historical events with authentic sounds.

موزه نمایشگرهای تلی‌ نصب کرده است که رویدادهای تاریخی را با صدای اصیل روایت می‌کنند.

emergency broadcasts continue playing through the tellee even when power lines are damaged.

پخش‌های اضطراری به طور مداوم از طریق تلی‌ ادامه می‌یابد حتی وقتی خطوط برق آسیب دیده‌اند.

language learners practice listening comprehension using standardized tellee exercise materials.

یادگیرندگان زبان با استفاده از مطالب تمرینی استاندارد تلی‌ برای تمرین درک گوشی می‌کنند.

corporate trainers utilize the tellee system to deliver consistent messages across branches.

مربیان شرکت‌ها از سیستم تلی‌ برای ارسال پیام‌های یکنواخت در سراسر شاخه‌ها استفاده می‌کنند.

the tellee fair showcased various storytelling technologies from different manufacturers.

بازار تلی‌ فناوری‌های داستان‌گویی مختلف از تولیدکنندگان متفاوت را نمایش داد.

myths and legends come alive when professional narrators use the traditional tellee.

وقتی روایت‌کنندگان حرفه‌ای از تلی‌ سنتی استفاده می‌کنند، افسانه‌ها و امثال به حیات خودشان بازمی‌گردند.

radio producers create immersive drama programs using advanced tellee production equipment.

تولیدکنندگان رادیو با استفاده از تجهیزات پیشرفته تولید تلی‌ برنامه‌های درام غوطه‌ور ایجاد می‌کنند.

the ancient tellee artifact discovered in the ruins still functions after thousands of years.

نمونه‌ای از تلی‌ باستانی که در باقی‌مانده‌ها کشف شد، پس از هزاران سال هنوز کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید