temporalis

[ایالات متحده]/ˌtempəˈreɪlɪs/
[بریتانیا]/ˌtempəˈreɪlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضله گسترده، به شکل چرخ دنده، در کنار سر که به بستن فک و حرکت آن از یک طرف به سوی دیگر کمک می‌کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

temporalis muscle

عضله گوشتی

the temporalis

گوشتی

temporalis pain

درد گوشتی

temporalis tendon

tendon گوشتی

temporalis region

منطقه گوشتی

temporalis nerve

عصب گوشتی

temporalis artery

artery گوشتی

inflamed temporalis

التهاب گوشتی

temporalis surgery

جراحی گوشتی

temporalis function

وظیفه گوشتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید