tensions

[ایالات متحده]/ˈtɛnʃənz/
[بریتانیا]/ˈtɛnʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (احساسی) تنش یا استرس؛ نیروی کشش؛ حالت تنش؛ جو تعلیق ایجاد شده توسط نویسندگان یا کارگردانان

عبارات و ترکیب‌ها

high tensions

تنش‌های بالا

rising tensions

تنش‌های رو به افزایش

political tensions

تنش‌های سیاسی

social tensions

تنش‌های اجتماعی

military tensions

تنش‌های نظامی

regional tensions

تنش‌های منطقه‌ای

economic tensions

تنش‌های اقتصادی

tensions escalate

تنش‌ها تشدید می‌شوند

tensions mount

تنش‌ها افزایش می‌یابند

tensions ease

تنش‌ها کاهش می‌یابند

جملات نمونه

there are rising tensions between the two countries.

بین دو کشور تنش‌ها در حال افزایش است.

she felt the tensions in the room during the meeting.

او در طول جلسه، تنش‌ها را در اتاق احساس کرد.

efforts are being made to ease tensions among the community.

تلاش‌هایی برای کاهش تنش‌ها در بین مردم در حال انجام است.

high tensions often lead to misunderstandings.

تنش‌های بالا اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

the negotiations aimed to reduce tensions in the region.

مذاکرات با هدف کاهش تنش‌ها در منطقه انجام شد.

he tried to diffuse the tensions with humor.

او سعی کرد با شوخ طبعی تنش‌ها را کاهش دهد.

tensions escalated after the controversial decision.

پس از تصمیم بحث‌برانگیز، تنش‌ها تشدید شد.

there is a lot of tension in the air before the exam.

قبل از امتحان، تنش زیادی در هوا وجود دارد.

managing tensions in a workplace is crucial for productivity.

مدیریت تنش‌ها در محیط کار برای بهره‌وری بسیار مهم است.

the film explores the tensions between tradition and modernity.

فیلم به بررسی تنش‌ها بین سنت و مدرنیته می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید