tention

[ایالات متحده]/ˈtenʃən/
[بریتانیا]/ˈtenʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکارچی، به ویژه در بازی‌های آنلاین یا محیط‌های اینترنتی؛ کد کاراکتر در رایانامه.
شکل‌های واژه
جمعtentions

عبارات و ترکیب‌ها

pay attention

دقت کن

draw attention

دقت را جلب کن

lose attention

دقت را از دست بده

full attention

دقت کامل

close attention

دقت نزدیک

good intention

نیت خوب

bad intention

نیت بد

with intention

با نیت

جملات نمونه

the tension in the room was palpable as the jury returned with their verdict.

تنش در اتاق به طور محسوسی احساس می‌شد وقتی هیئت محاکمه با حکم خود بازگشت.

long-term muscle tension can cause severe headaches and back pain.

تنش عضلانی در بلند مدت می‌تواند باعث درد سر شدید و درد پشت شود.

politicians are working to ease trade tensions between the two superpowers.

سیاستمداران در حال کار برای کاهش تنش‌های تجاری بین دو قدرت بزرگ هستند.

the dramatic music helped build tension before the villain appeared on screen.

موسیقی دراماتیک کمک کرد تنش را قبل از ظهور شرور روی صفحه نمایش ایجاد کند.

racial tensions in the city have risen following the controversial court decision.

تنش‌های نژادی در شهر پس از تصمیم قضایی متنازع افزایش یافته است.

border tensions escalated when soldiers from both sides crossed the demilitarized zone.

تنش‌های مرزی زمانی افزایش یافت که سربازان از هر دو طرف منطقه غیرنظامی را عبور دادند.

the high-tension wire snapped during the storm, causing a widespread power outage.

سیم با تنش بالا در طی بارش شکسته شد که باعث قطع برق گسترده شد.

family tensions often surface during the holidays when everyone gathers together.

تنش‌های خانوادگی معمولاً در آیام تعطیلات ظهور می‌کنند وقتی همه با هم جمع می‌شوند.

deep breathing exercises are an effective way to release tension and reduce stress.

تکنیک‌های تنفس عمیق یک روش مؤثر برای آزاد کردن تنش و کاهش استرس است.

her voice conveyed a note of tension despite her calm outward appearance.

صوت او یک نمایانگر تنش را منتقل می‌کرد در حالی که ظاهر خارجی او آرام بود.

diplomatic efforts are underway to reduce nuclear tensions in the region.

تلاش‌های دیپلماتیک در حال انجام است تا تنش‌های هسته‌ای در منطقه کاهش یابد.

there was an undercurrent of tension throughout the negotiation meeting.

در طول جلسه مذاکره یک جریان پنهانی از تنش وجود داشت.

the mounting tension eventually led to a heated argument between the coworkers.

تنش افزایش یافته در نهایت به یک اختلاف گرم بین همکاران منجر شد.

social tensions increased due to the widening gap between the rich and the poor.

تنش‌های اجتماعی به دلیل گسترش فاصله بین ثروتمندان و فقیران افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید