tersely

[ایالات متحده]/'tə:sli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مختصر، به طور خلاصه

جملات نمونه

He responded tersely to her question.

او با لحنی تند و کوتاه به سوال او پاسخ داد.

She tersely declined the offer.

او پیشنهاد را به شکلی کوتاه و تند رد کرد.

The boss communicated tersely with his employees.

مدیر با لحنی تند و کوتاه با کارمندانش ارتباط برقرار کرد.

The email was written tersely and to the point.

ایمیل به شکلی کوتاه و مفید نوشته شده بود.

She tersely told him to leave her alone.

او به طور مختصر از او خواست که او را تنها بگذارد.

He tersely informed them of the change in plans.

او به طور مختصر آنها را از تغییر در برنامه ها مطلع کرد.

The teacher tersely reminded the students of the upcoming deadline.

معلم به طور مختصر دانش آموزان را از مهلت مقرر آینده یادآوری کرد.

The officer tersely ordered the crowd to disperse.

سرباز به طور مختصر دستور پراکنده شدن جمعیت را داد.

She tersely replied with a simple 'yes'.

او با یک "بله" کوتاه و مختصر پاسخ داد.

His tersely worded message left no room for misinterpretation.

پیام او که به طور مختصر نوشته شده بود، جایی برای سوء تفاهم باقی نمی گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید